IFOAM

جهت درک بهتر مفاهیم کشاورزی ارگانیک باید اصول کشاورزی ارگانیک و شیوه انجام آن به طور صحیح و علمی بیان گردد. این اصول شامل اهداف اصلی و هشدارهایی است که ضمن تولید مواد غذایی با کیفیت بالا همواره روشهای سازگار با محیط زیست را مد نظر قرار میدهند. اصول کشاورزی ارگانیک با تکامل جنبش ارگانیک تغییرات زیادی را تجریه کرده است. هم اکنون هماهنگی بیشتر کشاورزی ارگانیک با جنبش های گسترده زیست محیطی و فعالیتهای آنها، منجر به ایجاد اصول کشاورزی ارگانیک با تمرکز بیشتر بر حفظ محیط زیست نسبت به نیمه اول قرن بیستم شده است. اصول کشاورزی ارگانیک طی 30 سال گذشته به صورت صریح بیان شده است و کشاورزان در گذشته به صورت رسمی به این اصول عملاً دسترسی نداشتند. مهمترین اصول کشاورزی ارگانیک به شرح زیر است:

  • مزرعه به عنوان یک موجود زنده در نظر گرفته میشود که در واقع شامل یک سیستم بسته و جریان مواد غذایی با در نظر گرفتن جوابگو بودن نیازهای سیستم و سازگاری با محیط زیست است.
  • باروری خاک به معنای زنده بودن خاک است که توانایی تأثیر و انتقال سلامت از طریق زنجیره های غذایی به گیاهان و حیوانات و انسانها را دارد.
  • ارتباطات حاکم بر اجزای مختلف کشاورزی ارگانیک در نهایت یک سیستم کامل و پویا را تشکیل میدهد.
  • استفاده و کاربرد اصول علمی با در نظر گرفتن امکان بررسی مجدد و توسعه آنها در کشاورزی ارگانیک ضرورت دارد.

 

جنبش ارگانیک تلاش میکند تا همگان با استدلال های ارگانیک در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آشنا شده و آنها را به رسمیت بشناسند. بر همین اساس IFOAM به عنوان اصلی ترین سازمان ارگانیک در دنیا اقدام به تعریف اصول کشاورزی ارگانیک نموده است. برخی از اصول کشاورزی ارگانیک که توسط IFOAM در سال 1980 ارائه شد شامل موارد زیر است:

  • اقدامات و تامین نهاده ها در یک سیستم بسته و با توجه به منابع محلی صورت گیرد.
  • حفظ باروری خاک در بلند مدت اهمیت زیادی دارد.
  • برای جلوگیری از بروز انواع آلودگی از تکنیک های خاص کشاورزی استفاده شود.
  • تولید مواد غذایی با کیفیت بالا و به مقدار کافی مورد توجه قرار گیرد.
  • کاهش استفاده از انرژی های فسیلی در کشاورزی و به حداقل رساندن آنها اهمیت دارد.
  • شرایط زندگی حیوانات باید مطابق با نیازهای فیزیولوژیک آنها و اصول انسانی باشد.
  • تولیدکنندگان کشاورزی باید بتوانند از طریق کار خود درآمد قابل قبولی کسب نمایند.

 

اصول کشاورزی ارگانیک در قالب استانداردهای سیستم تضمین شده ارگانیک توسط IFOAM منتشر شده است. این اصول به عنوان مقدمه ای جهت استاندارد سازی و روشن ساختن اهداف کشاورزی ارگانیک مورد استفاده قرار میگیرند. اصول کشاورزی ارگانیک به عنوان اهداف بنیادین کشاورزی ارگانیک بارها اصلاح و ویرایش شده و مورد بررسی و تصمیم گیری مجدد قرار گرفته و انتشار یافته اند. اهداف اصلی کشاورزی ارگانیک که توسط IFOAM منتشر شدند شامل موارد زیر هستند:

  • تولید مقادیر کافی از مواد غذایی و محصولات کشاورزی با کیفیت بالا
  • تطابق و سازگاری اقدامات انجام شده در سیستم تولید کشاورزی ارگانیک با چرخه های طبیعی و سیستم های طبیعی خاک و گیاهان و حیوانات
  • آگاهی از گستره اثرات اجتماعی و زیست محیطی تولید محصولات ارگانیک و فرایندهای جانبی آنها
  • حفظ و افزایش باروری بلند مدت و فعالیت های بیولوژیکی خاک با استفاده از روش های متنوع بیولوژیکی و مکانیکی و حتی فرهنگی محلی با تکیه بر کنترل ورودی های مزرعه
  • حفظ و افزایش تنوع زیستی زراعی و طبیعی در مزرعه و محیط پیرامون آن با استفاده از سیستم های پایدار تولید و حفاظت از گیاه و حیات وحش
  • حفظ و افزایش تنوع ژنتیکی از طریق توجه به مدیریت منابع ژنتیکی مزرعه و محیط پیرامون
  • ترویج استفاده صحیح از آب و حفاظت از منابع آبی
  • استفاده از منابع تجدیدپذیر در سیستم های تولید و فراوری و جلوگیری از ایجاد آلودگی تا حد ممکن
  • ترویج و گسترش تولید و توزیع محصولات به صورت محلی و منطقه ای
  • برقراری تعادل هماهنگ بین تولید محصول کشاورزی و دامداری
  • فراهم نمودن شرایط مناسب زندگی برای حیوانات جهت بیان جنبه های اصلی رفتار ذاتی آنها
  • استفاده از مواد قابل بازیافت در بسته بندی ها
  • ایجاد محیط کاری ایمن و سالم برای کلیه کسانی که در زمینه کشاورزی ارگانیک و فراوری محصولات ارگانیک فعالیت دارند
  • ایجاد زنجیره تولید و فراوری و توزیع با در نظر گرفتن روابط اجتماعی و زیست محیطی
  • شناسایی و حفاظت از دانش بومی و سیستم های کشاورزی سنتی

 

در دهه 1990 دولت ایالات متحده آمریکا همزمان با تصویب قوانینی جهت کنترل روند تولید و فروش محصولات ارگانیک فهرستی از اصول کشاورزی ارگانیک را به همراه توصیه هایی در این زمینه منتشر کرد. مرکز تحقیقات کشاورزی دانمارک – DARCOF – نیز مباحثی را در سطح ملی پیرامون اصول کشاورزی ارگانیک جهت برنامه ریزی اقدامات تحقیقاتی و پژوهشی مطرح نمود.

در سال 2002 با تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک کمیته برای بازنویسی اصول کشاورزی ارگانیک تشکیل گردید. این اصول از نظر مفهوم و کارکرد به ساختار اولیه اصول کشاورزی ارگانیک که در سال 1980 منتشر شده بود، نزدیک بوده و شامل 4 اصل زیر هستند:

  • اصل سلامت : کشاورزی ارگانیک باید سلامت خاک و گیاه و حیوانات و انسان را حفظ و تقویت نماید.
  • اصل اكولوژيك : کلیه فعالیت ها و اقدامات در کشاورزی ارگانیک بر اساس سیستم های زیست محیطی و چرخه های طبیعی زیستی صورت پذیرد و این چرخه ها را حفظ و تقویت کند.
  • اصل عدالت : کشاورزی ارگانیک باید براساس روابطی بنا شود که با توجه به محیط زیست و فرصتهای زندگی عادلانه باشد.
  • اصل مراقبت : کشاورزی ارگانیک باید بر اساس روش های مسئولانه برای حفاظت از سلامت و رفاه نسل فعلی و آینده و محیط زیست مدیریت شود.

 

اصل سلامت

چشم انداز اصل سلامت بسیار جامع است و سلامت را بیش از حالت عدم بیماری و شامل مکانیزم های خود تنظیمی و بازسازی و تعادل در نظر میگیرد. اصل سلامت کل حوزه کشاورزی ارگانیک و کلیه موارد مرتبط با آن از جمله بخش های خاکی و گیاهی و دامی و انسانی را پوشش میدهد. این اصل، کشاورزی ارگانیک را به مسائلی که نگرانی بنیانگذاران جنبش ارگانیک در دهه های 1920 تا 1940 پیرامون سلامت انسان مطرح میکردند، پیوند میدهد. “خاک سالم، گیاه سالم، افراد سالم” شعار بسیاری از سازمان های ارگانیک مانند انجمن خاک انگلستان و انجمن خاک و بهداشت و موسسه رودال ایالات متحده آمریکا است. این اصل با تکیه بر جدایی ناپذیر بودن سلامت انسان به عنوان جزئی از سیستم های طبیعی بنا نهاده شده است و بیانگر وابستگی انکارناپذیر سلامت جامعه به سیستم تغذیه ای است. بر اساس اصل سلامت زمانی که این روند آسیب میبیند در نهایت برای کل بشریت آسیب بوجود خواهد آمد. باید به این نکته نیز توجه نمود که خدمات سرمایه های طبیعی مانند گیاهانی که اکسیژن را تأمین میکنند، ارزش بسیار بالاتری نسبت به میزان تولید ناخالص در سطح ملی و جهانی دارند و در نظر گرفتن این موضوع وابستگی بشر به این خدمات را برجسته تر میکند.

 

اصل اكولوژيك

اصل اكولوژيك بیان گسترده تری از اصول کشاورزی ارگانیک مطرح شده در دهه 1980 است. طبق این اصل كشاورزان در يك سيستم بسته و با تکیه بر منابع داخلی فعالیت دارند و جذب و کاربرد این منابع نسبت به منابع خارجی در اولیت قرار دارد. دید کلی کشاورزی ارگانیک این است که کشاورزی باید همانند سیستم های زیست محیطی طبیعی عمل نماید زیرا سیستم های زیست محیطی خود نگهدار و خود محور هستند. برای مثال اکثر مواد غذایی گیاهی به طور مداوم در چرخه های اکوسیستم گردش دارند و سیستم به صورت پیش فرض با توجه به جمعیت های گیاهی و جانوری و بازخورد های مثبت و منفی چرخه ها مرتباً تنظیم میشود. بر اساس اصل اکولوژیک مزرعه باید در یک سیستم بسته مواد غذایی فعالیت داشته باشد و از کاربرد سوختهای فسیلی نیز اجتناب نماید. نمونه ای از سیستم های کشاورزی خود نگهدار و خود تنظیم شامل جمعیتی از گیاهانی است که کنترل بیولوژیکی و فرایندهایی که از منابع طبیعی مشتق شده اند، جمعیت آفات را در آن اجتماع گیاهی کنترل مینماید.

 

اصل عدالت

اصل عدالت مربوط به روابط میان گروه های مختلف افراد فعال در کشاورزی از جمله مالکان زمین و کارگران و مصرف کنندگان و حصول اطمینان از رفتار انسانی با حیوانات است. با وجود آنکه کشاورزی ارگانیک همیشه دارای ابعاد برابری اجتماعی بوده و بر آن تأکید داشته، این اصل در دهه های 1980 و 1990 کمترین اهمیت را دارا بوده است. اصل عدالت به این مفهوم است که کارگران نباید مورد سوء استفاده قرار گیرند و باید برای کار و فعالیت آنان دستمزد منصفانه و عادلانه پرداخت شود که به آنها اجازه میدهد به نحو شایسته زندگی کنند. همچنین کشاورزان با قیمت منصفانه محصول را به بازار ارائه دهند و مصرف کنندگان نیز برای دریافت محصول با کیفیت قیمت معقول و عادلانه ای پرداخت نمایند. اصل عدالت بیانگر حصول اطمینان از روابط منصفانه در تجارت یا به عبارت دیگر تجارت منصفانه است که جنبش های ارگانیک اقدامات زیادی را جهت فراگیری آن انجام داده اند. اصل عدالت فراتر از حال حاضر بوده و شامل نسل های آینده نیز میشود و بر این باور استوار است که فعالیت های نسل فعلی نباید برای نسل های آینده زیان آور باشد. در مورد دام ها این اصل تولیدکنندگان را نسبت به جانوران متعهد میسازد که در صورت وقوع بیماری، حیوانات را در چارچوب اخلاق انسانی درمان نمایند. این مسئله کمی پیچیده و بحث برانگیز است زیرا دیدگاه های مردم در مورد درمان حیوانات در فرهنگ های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است. در نتیجه، مباحث جنبش ارگانیک در مورد حقوق حیوانات و رفتار انسانی و اخلاقی با حیوانات در سیستم های ارگانیک به صورت پیوسته ادامه دارد. تمرکز این مباحث بر حصول اطمینان از سلامت دام ها و فراهم شدن شرایط زندگی منطبق با فیزیولوژی و رفتار طبیعی آنها و کاهش استرس و درد است. لازم به ذکر است که رعایت این موارد جهت اخذ گواهی استاندارد پرورش دام ضروری است.

 

اصل مراقبت

اصل مراقبت شامل فرایندهای پیشگیری است. همواره اقدامات احتیاطی لازم هنگامی که فعالیتی به عنوان یک تهدید جهت آسیب به سلامت انسان یا محیط زیست محسوب میشود، صورت میگیرد. اصل مراقبت، منطق مدیریت ریسک و تجزیه و تحلیل سود و هزینه را تغییر میدهد. این اصل تضمین میکند کشاورزان ارگانیک از فناوری های جدید بدون داشتن درک جامع و کامل از عوارض آنها استفاده نکنند و همچنین اقدامات لازم برای جلوگیری از آسیب احتمالی این فناوری ها به محیط زیست را مد نظر قرار دهند. این رویکرد مهمترین دلیل برای جنبش ارگانیک جهت ممنوعیت استفاده از موجودات اصلاح شده ژنتیکی است. زیرا از نظر فعالین جنبش ارگانیک این تکنولوژی دارای پتانسیل بالایی برای تولید اثرات منفی غیرمنتظره و پیشبینی نشده است و هزینه استفاده از این تکنولوژی را افراد دیگر و مصرف کنندگان نهایی پرداخت میکنند. در حال حاضر بر اساس استانداردهای موجود در فعالیتهای ارگانیک مجاز به استفاده از موجودات تغییر یافته ژنتیکی – GMO – نیستیم زیرا ارزیابی فناوری های جدید به علت پوشش گسترده مباحث مرتبط با آنها، دشوار است. با اینحال اصول کشاورزی ارگانیک دامنه ای از تکنولوژی های جدید را تائید میکند. اصل مراقبت برای نسل های آینده و محیط زیست فارغ از اصول مدیریت ریسک و تجزیه و تحلیل سود و هزینه اهمیت ویژه ای قائل است.

اشتراک گذاری

در دهه 1980 رشد کشاورزی ارگانیک فراتر از کشورهای صنعتی اروپای غربی و آمریکای شمالی، در بخشهایی از اقیانوسیه و آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی و همچنین آسیا و آفریقا رخ داد. سیستم کشاورزی در بسیاری از این مناطق کشاورزی بومی بود که می توانست به راحتی با کشاورزی ارگانیک سازگار و منطبق شود. درآمد حاصل از صادرات محصولات ارگانیک قابل توجه بود و اشتغال ایجاد شده بواسطه اقدامات ارگانیک منجر به حمایت بیشتر دولت ها و سازمان های کمک رسان به کشاورزی ارگانیک و جهانی شدن کشاورزی ارگانیک گردید. مستقل از اجرای کشاورزی صنعتی و کشاورزی ارگانیک در برخی مناطق به صورت بومی نوعی کشاورزی رایج اجرا میشود که به مفاهیم کشاورزی ارگانیک نزدیک بوده و به خودی خود ارزشمند است. در مناطقی که گزینه های پیش روی کشاورزان به دلیل بزرگتر شدن بازار فروش در حال تغییر باشد، ترکیبی از روشهای کشاورزی رایج و کشاورزی ارگانیک میتواند جایگزین مناسبی تلقی شود. برخی از انگیزه ها و محدودیت های کشاورزانی که از سیستم کشاورزی ارگانیک در کشورهای کمتر توسعه یافته استفاده میکنند به تفکیک ارائه شده است:

 

انگیزه ها:

رهایی از انقلاب سبز به دلیل عدم دسترسی یا هزینه بالای تکنولوژی های آن

ارزش قائل شدن سیستم کشاورزی ارگانیک برای کشاورزی بومی و محلی

تاثیر مثبت جنبش های زیست محیطی و توسعه بر کشت و کار محصولات مختلف کشاورزی

ایجاد فرصت برای ورود بهتر به بازار

 

محدودیت ها:

کمبود دانش در مورد کشاورزی ارگانیک

عدم حمایت اقتصادی و سیاسی گسترده و قابل قبول از کشاورزی ارگانیک

فشارهای اجتماعی

هزینه بالای صدور گواهینامه ارگانیک

سطح سواد پائین در مناطق روستایی

عدم آزاد سازی تجارت در برخی کشورها و جلوگیری از توسعه صادرات ارگانیک

 

اصول و شیوه اجرای سیستم کشاورزی مرسوم در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی در جهت توسعه علم کشاورزی در طول سالها به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است. کشاورزی ارگانیک با تاکید بر توانایی فرآیندهای بیولوژیکی و زیست محیطی در جهت استفاده از منابع موجود و ایجاد تجارت محلی محصولات ارگانیک با در نظر گرفتن تبعات اجتماعی و اقتصادی آن در حال گسترش است. افزایش سطح زیر کشت و تعداد زمین های گواهی شده ارگانیک در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی منجر به افزایش صادرات محصولات ارگانیک از این مناطق شده است. با این حال، محدودیت های اجتماعی و اقتصادی مانند فقر و مالکیت زمین های کشاورزی همواره فرآیند پذیرش و تطبیق کشاورزی رایج با کشاورزی ارگانیک را با مشکل مواجه ساخته است.

گسترش کشاورزی ارگانیک در سایر کشورها نیز به سرعت در حال وقوع است به طور مثال آرژانتین در سال 2004 دارای 3 میلیون هکتار زمین کشاورزی با تولید ارگانیک بوده که 74% این سطح زیر کشت مربوط به 5% کشاورزان آرژانتین بود. کشور آرژانتین با تنوع در محصولات کشاورزی اصلاح شده ژنتیکی بعد از ایالات متحده آمریکا دارای دومین سطح زیر کشت این محصولات در جهان است. مکزیک نیز مانند آرژانتین اکثر محصولات ارگانیک خود مانند کاکائو و قند و قهوه را صادر میکند، اما 70% محصولات ارگانیک صادر شده از این کشور شامل قهوه است.

از دهه 1980 جنبش ارگانیک آرژانتین با انجام فرایندهای صدور گواهینامه ارگانیک به صورت رسمی توانست ارتباطات موثری جهت صادرات و حمایت و پشتیبانی دولت دریافت نماید. تجارت محصولات ارگانیک در دهه های 1980 و 1990 با کمک برخی از دولت ها و ایجاد بستر مناسب برای دسترسی آسان به بازار ایالات متحده آمریکا گسترش یافت. با این حال تولیدکنندگان ارگانیک در مکزیک هنوز در بخش صدور گواهینامه ارگانیک برای صادرات محصولات ارگانیک خود به دیگر کشورها متکی هستند و از فقدان حمایت دولت برای توسعه بازار و وابستگی به شرکت های خارجی برای بازاریابی محصولات ارگانیک رنج میبرند. این مشکلات جهانی شدن کشاورزی ارگانیک در مکزیک را دچار مشکلات متعددی نموده است.

توقف پرداخت یارانه برای تامین مواد معدنی معمول در کوبا در سال 1990 باعث ایجاد تحول عظیمی در بازار کشاورزی این کشور شد. این مسئله باعث اجبار کشاورزان جهت یافتن منابع جدید مواد خام و ساخت بازارهای جایگزین گردید. با اینحال کوبا برنامه های متعددی را برای ترویج کشاورزی ارگانیک از جمله بهره برداری از عوامل کنترل بیولوژیکی و تولید کود کمپوست و بازسازی مزارع و انجام آموزش و صدور گواهینامه ارگانیک در دستور کار قرار داد. اما کوبا هیچگاه به طور کامل از کشاورزی متداول و رایج و تمرکز بر صادرات محصولات آنها فاصله نگرفت. شاید بتوان گفت کوبا محصولات فعلی را قربانی جهانی شدن کشاورزی ارگانیک نکرده است.

در آسیا نیز سیستم های کشاورزی ارگانیک توسعه یافتند. از چند قرن پیش در هندوستان اصول و شیوه کشاورزی ارگانیک با جزئیات فراوان تدوین شده است که این دانش بومی هنوز در بخش هایی از هند مورد استفاده قرار میگیرد. نزدیکی این علم کهن کشاورزی به مفاهیم فعلی کشاورزی ارگانیک این قابلیت را ایجاد نموده است تا سیستم کشت کشاورزان بومی به کشاورزی ارگانیک به راحتی قابل تبدیل باشد. دو جنبه بسیار ارزشمند کشاورزی که از دیرباز توسط جنبش ارگانیک نادیده گرفته شده است شامل آکواکالچر – aquaculture – و ماریکالچر – mariculture – با هدف پرورش حیوانات آبزی و کشت گیاهان آبزی برای تولید مواد غذایی است. با این حال در آسیا برخی از کشاورزان اکولوژیک دارای دانش گسترده ای در مورد این موضوعات هستند که میتوانند به راحتی با روش های کشاورزی ارگانیک مطابقت داشته باشد. در دهه 1980 چین دچار تحولات بزرگی در زمینه تحقیق و تولید محصولات ارگانیک شد. تا سال 1990 چین با محصول چای توسط یک آژانس خارجی وارد بازار بین المللی ارگانیک شده بود. در سال 1994 مرکز توسعه مواد غذایی ارگانیک در چین تأسیس شد و توانست طی یکسال مجموعه ای از استانداردهای ارگانیک را به صورت ملی منتشر نماید. توسعه کشاورزی ارگانیک در بیشتر کشورها از پائین به بالا بوده است بدین مفهوم که ابتدا کشاورزان پیشرو اقدام به اجرای قوانین و اصول کشاورزی ارگانیک نمودند و این موضوع بعدها توسط دولت ها حمایت شده است.

بسیاری از مناطق آفریقا هنوز دارای فقر شدید و شرایط بسیار سختی برای تولید محصولات کشاورزی هستند. با این وجود، کشاورزی ارگانیک در چند کشور آفریقایی به تصویب رسیده است. در کنیا موسسه کشاورزی ارگانیک در سال 1987 تاسیس شد. این موسسه توانست بدون هیچ حمایت دولتی اطلاعات مربوط به روش های کشاورزی ارگانیک را به کشاورزان علاقمند منتقل کند. کنیا اکنون دارای بیشترین تعداد عضو IFOAM در بین کشورهای آفریقایی است. کشورهای دیگر قاره آفریقا مانند سنگال و بورکینافاسو نیز چنین سازمان های غیردولتی را تاسیس کردند. این سازمانها استانداردهای صدور گواهینامه ارگانیک به صورت محلی را جهت کاهش هزینه صدور گواهینامه ارگانیک خارجی و آموزش در زمینه فراوری و برچسب گذاری و بسته بندی و ذخیره محصولات ارگانیک و همچنین ایجاد بازارهای محلی فروش محصولات ارگانیک را پایه گذاری کرده اند.

سطح زیر کشت محصولات ارگانیک و در نتیجه جهانی شدن کشاورزی ارگانیک از آغاز این سیستم کشاورزی همواره روند صعودی داشته است. هم اکنون استرالیا بیش از 10 میلیون هکتار و آرژانتین بیش از 3 میلیون هکتار زمین کشاورزی ارگانیک را در جهان دارند. بخش بزرگی از زمین های ارگانیک این کشورها برای کشت گسترده با ورودی کم و در مزارع شخصی واقع شده است. سطح بالایی از پذیرش کشاورزی ارگانیک توسط تولید کنندگان گاو شیری در این کشورها نشان میدهد که تولید شیر ارگانیک از نظر فنی به آسانی قابل اجرا و پیاده سازی است. هم اکنون استرالیا و آرژانتین دارای بازارهای صادراتی بسیار خوبی برای محصولات ارگانیک هستند. بنابراین دور از ذهن است که اختلاف در وسعت و دسترسی به بازار را جزء عوامل مهم برای تولید محصولات ارگانیک قرار دهیم.

اشتراک گذاری

اقدامات افرادی همچون هاوارد و مک کریسون سبب همفکری و همکاری بیشتر بین پیشگامان ارگانیک و علاقمندان به مفاهیم ارگانیک در سایر نقاط جهان و گسترش کشاورزی ارگانیک گردید. موج دوم علاقمندان به جنبش ارگانیک گسترش یافت و سبب ایجاد انجمن هایی مانند موسسه رودال در ایالات متحده آمریکا، موسسه خاک و بهداشت در نیوزیلند و انجمن خاک در انگلستان گردید. اولین بار اصطلاح ارگانیک در سال 1940 در رابطه با کشاورزی مطرح و مورد استفاده قرار گرفت.

در انگلستان آزمایشاتی بر روی مقایسه تولیدات ارگانیک و غیرارگانیک توسط بالفور صورت گرفت. در سوئیس محققانی به نامهای هانس و ماریا مولر پیشگام استفاده از تکنیک کشاورزی ارگانیک بودند. مولر و استینر در سال 1950 علم زیست شناسی را در کشاورزی توسعه دادند. پس از آن هانس که یک میکروبیولوژیست شناخته شده و یک پزشک متبحر بود کتابی را با مفهوم ارتباط میکروبیولوژی و باروری خاک منتشر کرد. این اقدام سبب ایجاد علامت تجاری بیولند – Bioland – گردید که در حال حاضر بزرگترین مرکز صدور گواهینامه محصولات ارگانیک در آلمان به شمار میرود.

در اواخر دهه 1930 در ایالات متحده آمریکا محققی به نام رودال به کشاورزی ارگانیک علاقمند شد. وی در تحقیقات اولیه خود به اهمیت بازگرداندن منابع و حفاظت از سلامت طبیعی خاک جهت حفظ و بهبود سلامت انسان پی برد. این تحقیقات باعث تاسیس بنیاد خاك و بهداشت در سال 1947 توسط وی گردید كه بعدها به موسسه رودال – Rodale – تبدیل شد. انتشار گسترده نشریاتی که موضوع بهداشت و کشاورزی و باغبانی را از منظر ارگانیک بررسی کرده بودند توسط موسسه رودال به صورت مستمر انجام میشد. پیام همیشگی این نشریات “خاک سالم، برای غذای سالم، برای افراد سالم” بود.

در راستای توسعه مفهوم ارگانیک اقدامات مشابهی نیز در ژاپن صورت گرفت. در سال 1936 فردی به نام موکیچی اوکادا به صورت مستقل تحقیقات خود را پیرامون کشاورزی با دیدگاه معنوی آغاز نمود. این کار شباهت زیادی به کشاورزی بیودینامیکی استینر داشت. در ادامه فعالیت علاقمندان به کشاورزی ارگانیک سازمان سکای کیوسی کیو – Sekai Kyusei Kyo – تاسیس شد که همچنان با هدف ارتقاء مفهوم کشاورزی طبیعی در جنوب شرق آسیا فعالیت خود را ادامه میدهد. گروه دیگری از فعالین در بخش کشاورزی ارگانیک در سال 1980 با هدف اثبات اعتبار علمی روشهای کشاورزی ارگانیک پژوهش هایی را آغاز نمودند که سرعت گسترش کشاورزی ارگانیک را افزایش دادند.

فعالین پیشگام در کشاورزی ارگانیک یک چشم انداز جهانی را با دیدگاه محیط زیست و اجتماع پیگیری میکنند. با این حال انحرافات و فشارهایی جهت نیل برخی افراد برای سیاسی نمودن و تخریب فعالیت های علمی کشاورزی ارگانیک از دیرباز مشاهده شده است. انتشار کتابی با عنوان “بهار خاموش” توسط کارسون در سال 1962 نقطه عطفی برای آغاز فعالیت های مدرن ارگانیک و محیط زیست محسوب میشود. این کتاب چشم جهانیان را به آسیب هایی که آفت کش ها و سموم دیگر به محیط زیست وارد میکنند، باز نمود. انتشار گسترده این کتاب آغازگر جنگ علمی کشاورزی ارگانیک با کشاورزی صنعتی به شمار میرود.

در دهه 1970 گسترش مفاهیم مرتبط با کشاورزی ارگانیک منجر به تقویت بیشتر سازمان های فعال در این زمینه و صدور گواهینامه ارگانیک برای فعالیت ها و محصولات ارگانیک کشاورزی و گسترش کشاورزی ارگانیک شد. گرچه علاقمندی به کشاورزی ارگانیک رو به رشد بود اما این علاقمندی خارج از کشاورزی رایج و سیاست های ملی صورت میگرفت که همواره کشمکش هایی را نیز به دنبال داشت.

شاید بتوان مهمترین کمک به فعالیت های ارگانیک را تاسیس فدراسیون بین المللی کشاورزی ارگانیک – IFOAM – در سال 1972 دانست که تاکنون به صورت یک سازمان غیردولتی ارگانیک در سطح جهانی به فعالیت خود ادامه میدهد. مأموریت IFOAM رهبری و متحد کردن افراد و کمک به جنبش جهانی ارگانیک است. هدف اصلی IFOAM شامل این موارد است: 1) ارائه اطلاعات معتبر در مورد کشاورزی ارگانیک و ترویج کاربرد آن به همراه تبادل دانش بین اعضا و علاقمندان 2) نماینده فعالین بخش ارگانیک در انجمن های فعال در سیاست گذاری های بین المللی 3) تلاش جهت تضمین کیفیت بین المللی محصولات ارگانیک 4) تنظیم استانداردهای بین المللی ارگانیک و صدور گواهینامه ارگانیک و ممیزی سازمان های صدور گواهی 5) ایجاد دستورالعمل برای فعالیتهای ارگانیک در سطوح مختلف.

رشد انفجاری و گسترش کشاورزی ارگانیک در دهه 1980 اتفاق افتاد به صورتی که به دلیل کثرت فعالیت ها در این زمینه، بسیاری از آنها در کنترل جنبش ارگانیک قرار نداشتند. افزایش ثروت و درآمدزایی کشاورزی ارگانیک در کشورهای توسعه یافته منجر به شناخت بیشتر مفاهیم ارگانیک و در نتیجه توسعه پذیرش اجتماعی مواد غذایی ارگانیک در میان مردم شد.

اشتراک گذاری

 استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع و لینک فعال به سایت بلامانع است

راه های ارتباطی
محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما