پایدار

اقدامات افرادی همچون هاوارد و مک کریسون سبب همفکری و همکاری بیشتر بین پیشگامان ارگانیک و علاقمندان به مفاهیم ارگانیک در سایر نقاط جهان و گسترش کشاورزی ارگانیک گردید. موج دوم علاقمندان به جنبش ارگانیک گسترش یافت و سبب ایجاد انجمن هایی مانند موسسه رودال در ایالات متحده آمریکا، موسسه خاک و بهداشت در نیوزیلند و انجمن خاک در انگلستان گردید. اولین بار اصطلاح ارگانیک در سال 1940 در رابطه با کشاورزی مطرح و مورد استفاده قرار گرفت.

در انگلستان آزمایشاتی بر روی مقایسه تولیدات ارگانیک و غیرارگانیک توسط بالفور صورت گرفت. در سوئیس محققانی به نامهای هانس و ماریا مولر پیشگام استفاده از تکنیک کشاورزی ارگانیک بودند. مولر و استینر در سال 1950 علم زیست شناسی را در کشاورزی توسعه دادند. پس از آن هانس که یک میکروبیولوژیست شناخته شده و یک پزشک متبحر بود کتابی را با مفهوم ارتباط میکروبیولوژی و باروری خاک منتشر کرد. این اقدام سبب ایجاد علامت تجاری بیولند – Bioland – گردید که در حال حاضر بزرگترین مرکز صدور گواهینامه محصولات ارگانیک در آلمان به شمار میرود.

در اواخر دهه 1930 در ایالات متحده آمریکا محققی به نام رودال به کشاورزی ارگانیک علاقمند شد. وی در تحقیقات اولیه خود به اهمیت بازگرداندن منابع و حفاظت از سلامت طبیعی خاک جهت حفظ و بهبود سلامت انسان پی برد. این تحقیقات باعث تاسیس بنیاد خاك و بهداشت در سال 1947 توسط وی گردید كه بعدها به موسسه رودال – Rodale – تبدیل شد. انتشار گسترده نشریاتی که موضوع بهداشت و کشاورزی و باغبانی را از منظر ارگانیک بررسی کرده بودند توسط موسسه رودال به صورت مستمر انجام میشد. پیام همیشگی این نشریات “خاک سالم، برای غذای سالم، برای افراد سالم” بود.

در راستای توسعه مفهوم ارگانیک اقدامات مشابهی نیز در ژاپن صورت گرفت. در سال 1936 فردی به نام موکیچی اوکادا به صورت مستقل تحقیقات خود را پیرامون کشاورزی با دیدگاه معنوی آغاز نمود. این کار شباهت زیادی به کشاورزی بیودینامیکی استینر داشت. در ادامه فعالیت علاقمندان به کشاورزی ارگانیک سازمان سکای کیوسی کیو – Sekai Kyusei Kyo – تاسیس شد که همچنان با هدف ارتقاء مفهوم کشاورزی طبیعی در جنوب شرق آسیا فعالیت خود را ادامه میدهد. گروه دیگری از فعالین در بخش کشاورزی ارگانیک در سال 1980 با هدف اثبات اعتبار علمی روشهای کشاورزی ارگانیک پژوهش هایی را آغاز نمودند که سرعت گسترش کشاورزی ارگانیک را افزایش دادند.

فعالین پیشگام در کشاورزی ارگانیک یک چشم انداز جهانی را با دیدگاه محیط زیست و اجتماع پیگیری میکنند. با این حال انحرافات و فشارهایی جهت نیل برخی افراد برای سیاسی نمودن و تخریب فعالیت های علمی کشاورزی ارگانیک از دیرباز مشاهده شده است. انتشار کتابی با عنوان “بهار خاموش” توسط کارسون در سال 1962 نقطه عطفی برای آغاز فعالیت های مدرن ارگانیک و محیط زیست محسوب میشود. این کتاب چشم جهانیان را به آسیب هایی که آفت کش ها و سموم دیگر به محیط زیست وارد میکنند، باز نمود. انتشار گسترده این کتاب آغازگر جنگ علمی کشاورزی ارگانیک با کشاورزی صنعتی به شمار میرود.

در دهه 1970 گسترش مفاهیم مرتبط با کشاورزی ارگانیک منجر به تقویت بیشتر سازمان های فعال در این زمینه و صدور گواهینامه ارگانیک برای فعالیت ها و محصولات ارگانیک کشاورزی و گسترش کشاورزی ارگانیک شد. گرچه علاقمندی به کشاورزی ارگانیک رو به رشد بود اما این علاقمندی خارج از کشاورزی رایج و سیاست های ملی صورت میگرفت که همواره کشمکش هایی را نیز به دنبال داشت.

شاید بتوان مهمترین کمک به فعالیت های ارگانیک را تاسیس فدراسیون بین المللی کشاورزی ارگانیک – IFOAM – در سال 1972 دانست که تاکنون به صورت یک سازمان غیردولتی ارگانیک در سطح جهانی به فعالیت خود ادامه میدهد. مأموریت IFOAM رهبری و متحد کردن افراد و کمک به جنبش جهانی ارگانیک است. هدف اصلی IFOAM شامل این موارد است: 1) ارائه اطلاعات معتبر در مورد کشاورزی ارگانیک و ترویج کاربرد آن به همراه تبادل دانش بین اعضا و علاقمندان 2) نماینده فعالین بخش ارگانیک در انجمن های فعال در سیاست گذاری های بین المللی 3) تلاش جهت تضمین کیفیت بین المللی محصولات ارگانیک 4) تنظیم استانداردهای بین المللی ارگانیک و صدور گواهینامه ارگانیک و ممیزی سازمان های صدور گواهی 5) ایجاد دستورالعمل برای فعالیتهای ارگانیک در سطوح مختلف.

رشد انفجاری و گسترش کشاورزی ارگانیک در دهه 1980 اتفاق افتاد به صورتی که به دلیل کثرت فعالیت ها در این زمینه، بسیاری از آنها در کنترل جنبش ارگانیک قرار نداشتند. افزایش ثروت و درآمدزایی کشاورزی ارگانیک در کشورهای توسعه یافته منجر به شناخت بیشتر مفاهیم ارگانیک و در نتیجه توسعه پذیرش اجتماعی مواد غذایی ارگانیک در میان مردم شد.

اشتراک گذاری

اجرای برخی از شیوه های کشاورزی ارگانیک توسط کشاورزان تنها بدون کاربرد کود شیمیایی و فرایند بیوشیمی و در برخی موارد حتی مکانیزاسیون فراهم است. بدون استفاده از چنین فناوری هایی کشاورزان ناگزیر به استفاده از سیستم های بیولوژیکی و زیست محیطی مختلف در مزارع ارگانیک هستند. به عنوان مثال، با پذیرش این شرایط تنها منبع کود برای جایگزینی مواد مغذی در زمین های ارگانیک، کود گیاهی و کود حیوانی و کود انسانی است. بدون شک ناتوانی در حفظ چرخه های زیستی طبیعی در تولید محصولات کشاورزی رایج سبب ایجاد مشکلات فراوانی در محیط زیست شده است. با چنین دیدگاهی کشاورزی ارگانیک یک سیستم کشاورزی اصیل خوانده میشود و کشاورزی صنعتی معادل کشاورزی متعارف یا کشاورزی رایج است. اساس تقسیم بندی بین کشاورزی صنعتی و کشاورزی ارگانیک و در واقع آغاز کشاورزی ارگانیک به قرن نوزدهم میلادی میرسد. هامفری دیوی و جاستوس فون لیبیگ بنیانگذاران اصلی این نظریه بودند و ایده های خود را پیرامون عناصر شیمیایی در کشاورزی و شیمی آلی و کاربرد آن در فیزیولوژی کشاورزی منتشر کردند. استدلال آنها این بود که کودهای معدنی غیرارگانیک میتوانند جایگزین کودهای دیگر شده و کشاورزی را به یک علم تبدیل کنند و از این طریق تولید و بهره وری را افزایش دهند. انقلاب کشاورزی در دهه 1840 آغاز شد که با تولید اولین کودهای معدنی با مقاصد تجاری همراه بود. اولین سیستم صدور گواهینامه ارگانیک و برچسب زدن “Demeter” در سال 1924 به اجرا گذاشته شد.

آغاز کشاورزی ارگانیک با انجام تحقیقات و آزمایشات متعدد در کشورهای مختلف رقم خورد. با گذشت زمان، یکی از دانشمندان برجسته به نام رابرت مک کریسون، تحقیق مفصلی در مورد نیرومندی افراد جنگجوی هندوستان و اینکه چرا بیماریهای شایعی نداشتند انجام داد. او سلامت را به عنوان یک مفهوم مثبت در حیات و فقدان بیماری معرفی نمود. وی دریافت سلامت جسمی افراد جنگجو به دلیل رژیم غذایی سالم آنهاست که شامل استفاده از گیاهان و دانه های تازه با مقادیر متوسطی گوشت در زمین هایی بود که کودها به آنها بازگردانده شده است. به دنبال این مسئله آزمایش غذایی بر روی موش ها بر اساس تغذیه یک گروه با رژیم غذایی مردم هندوستان و گروه دیگر با رژیم غذایی مردم فقیر بریتانیا آغاز شد. موش های رژیم هند رشد مناسب داشته و در سلامت بودند در حالی که گروه دیگر متحمل رنج های بسیار شده در نهایت بیمار میشدند. این موضوع مک کریسون را به این باور رساند که اهمیت رژیم غذایی سالمی که از خاک پر از کود و سایر مواد آلی به دست آمده است را بر همگان آشکار سازد. شروع و گسترش فعالیتهای ارگانیک در قرن گذشته در کشورهای متعدد منجر به آغاز کشاورزی ارگانیک و گسترش مفاهیم این علم شد.

آلبرت هاوارد دانشمند بسیار توانمندی بود که در دهه 1920 در یک موسسه تحقیقاتی کشاورزی فعالیت داشت. وظیفه هاوارد شامل طیف گسترده ای از فعالیت ها مانند برنامه اصلاح نباتات و بررسی اثرات آن بر سلامت حیوانات مزرعه بود. این موضوع باعث شد او به روابط پیوسته ای که بین سلامت خاک و گیاه و حیوانات تغذیه شده توسط این خاک وجود دارد، پی ببرد.

اشتراک گذاری

برای اطمینان از این که کشاورزی ارگانیک پاسخگوی مسئله پایداری در محیط زیست است، بهتر است شرایط کشاورزی ارگانیک با عوامل منطقه ای و اجتماعی و جغرافیایی و اقلیمی مطابقت داده شود. شکل فعلی اجرای کشاورزی ارگانیک در اروپا لزوماً مناسب ترین روش برای دیگر کشورها نیست. برای هر مکانی که در کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد، اصول کشاورزی ارگانیک راهنمای تطبیق فعالیت های ارگانیک به شمار میروند. به عنوان مثال مکان هایی وجود دارند که برخی محصولات را نمیتوان با استفاده از دامنه فعلی کاربرد روش های ارگانیک به طور پایدار و اقتصادی تولید نمود. لازم است همانطور که در مورد عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و اقتصادی ارگانیک بودن کشاورزی تصمیم گیری میشود، تصمیماتی نیز در مورد چشم انداز و محدودیت های کشاورزی ارگانیک و الزامات عمومی آن صورت پذیرد.

سیستم هایی با ورودی کم در نقاط دور افتاده با محیط های حاشیه ای مانند چراگاه مراتع نیز جهت اجرای اقدامات ارگانیک مناسب هستند. اقدامات مشابه با آنچه که در اروپا صورت میگیرد، میتواند در توسعه کشاورزی ارگانیک موثر باشد اما اتخاذ تصمیمات باید به صورت محلی و منطقه ای انجام شود. به طور مثال شرایط کشاورزی در استرالیا به دلیل بارش های غیر قابل اعتماد و پراکنده و نوع خاک بسیار متفاوت از شرایط کشاورزی در اروپا می باشد. تولید محصولات ارگانیک نیازمند آزمایشات متعدد در زمینه های مختلف است زیرا شرایط محیطی در همه قسمت های یک منطقه نیز یکسان نیست. لذا مسئله پایداری باید با توجه به نوع مزرعه و تولیدات آن و سایر شرایط موثر بر تولید محصول مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

در بسیاری از کشورها، اجرای کشاورزی ارگانیک بر روند کشت و کار و تولید و عرضه مواد غذایی اثر گذار بوده است. ایجاد بازارچه های عرضه مسقیم محصولات به مصرف کننده نهایی از جمله تغییرات مهم در این زمینه محسوب میشود. انجام چنین استراتژی هایی در کشاورزی پایدار بستگی زیادی به شرایط محلی و اجتماعی و زراعی دارد. چنین اقداماتی منجر به ایجاد شرکت های سودآوری پیرامون موضوعات پایداری کشاورزی و پایداری محیط زیست در سراسر جهان شده است که تضمین کننده اجرای صحیح و کامل قواعد کشاورزی پایدار خواهند بود.

کشاورزی ارگانیک تنها بخش کوچکی از دنیای کشاورزی را به خود اختصاص داده است و بخش کوچکی از سیستم جهانی اقتصادی و اجتماعی و ارزش های فرهنگی را شامل میشود. در نتیجه در حال حاضر ظرفیت کشاورزی ارگانیک برای تأثیرگذاری به عنوان یک تجارت بین المللی و اتخاذ تصمیمات در زمینه سیاست های زراعی بسیار محدود است. با توجه به موفقیت های ارگانیک، علیرغم رشد چشمگیری که از دهه 1990 تا کنون داشته است، کشاورزی ارگانیک تنها درصد کمی از تولیدات تجاری کشاورزی در دنیا را تشکیل میدهد.

اشتراک گذاری

 استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع و لینک فعال به سایت بلامانع است

راه های ارتباطی
محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما