محیط زیست

صنعتی تر شدن مراحل تولید محصول همیشه چالش های کشاورزی ارگانیک را افزایش داده است. کشاورزی ارگانیک با هدف حفظ پایدار محیط زیست بنیانگذاری شد و هنوز به صورت کامل به اهداف خود نرسیده است. یکی از چالش های کشاورزی ارگانیک پاسخ به پرسش هایی در مورد میزان بازده آن است. سوال اساسی که همیشه ذهن ها را درگیر کرده و در اصل مهمترین چالش کشاورزی ارگانیک به شمار میرود این است: آیا کشاورزی ارگانیک جهان را تغذیه میکند؟ پاسخ: تغذیه جهان با کشاورزی ارگانیک به میزان بهره وری از مزرعه و مکانیسم های حمایت محلی و ملی بستگی دارد. پاسخ مناسب دیگری که میتوان به این سوال داد میتواند بدین صورت باشد: آیا کشاورزی متعارف هم اکنون موفق به تغذیه جهان شده است؟ در حال حاضر سیستم های با ورودی بالا نه تنها به منظور تغذیه جهانی مورد استفاده قرار نمیگیرند، بلکه با مشکلات متعددی در تولید نیز مواجه هستند. نگرانی های فعلی در زمینه تغذیه جهانی، مشکلات مربوط به توزیع یکنواخت مواد غذایی و پیشگیری از گسترش فقر و نژادپرستی در تغذیه است.

مقایسه بین کشاورزی ارگانیک و کشاورزی معمول از دهه 1980 تا کنون وجود داشته است. در واقع چالش های کشاورزی ارگانیک همزمان با شروع تفکر در زمینه کشاورزی ارگانیک خلق شده اند. محققان با انجام طیف گسترده ای از پژوهش ها از جمله عملکرد و اقتصاد و بهره وری از منابع و اثرات زیست محیطی و همچنین عوامل اجتماعی در مزارع مختلف، که برخی از نتایج آنها در مجلات معتبر منتشر شده است، اعتبار و ارزشمندی کشاورزی ارگانیک جهت تولید پایدار را بیان کرده و بخشی از چالش های کشاورزی ارگانیک را ابهام زدایی نمودند.

همراه با طرح چالش های کشاورزی ارگانیک در کشورهای مختلف، برخی محققان و فعالین کشاورزی ارگانیک سعی دارند با توجیهات علمی با آنها مقابله نمایند. برخی محقیقین در زمینه کشاورزی ارگانیک معتقدند عملکرد کشاورزی ارگانیک میتواند معادل یا بیشتر از کشاورزی معمول باشد، با این حال اغلب این موضوع رخ نمیدهد؛ کاهش عملکرد در کشاورزی مرسوم و بهبود عملکرد پس از گذار به کشاورزی ارگانیک بر این مطلب تاکید دارد. نکته دیگر این که مزارع ارگانیک همواره دارای سطح بالاتری از فعالیت بیولوژیکی خاک و تنوع زیستی هستند. همچنین آلودگی های زیست محیطی در سیستم کشاورزی ارگانیک به طور محسوس کمتر از کشاورزی رایج مشاهده میشود. لذا ترویج کشاورزی ارگانیک باعث کاهش آلودگی آفتکش ها و حضور مواد صنعتی در مواد غذایی و محیط زیست است.

مقایسه سیستم های کشاورزی طی چندین سال، اطلاعات ارزشمندی در مورد بهره وری کشاورزی و عملکرد محصول ارائه میدهد. با این حال اثرات متقابل فاکتورهای مهمی نظیر مدیریت و منطقه و تعاملات مختلف اثرات فاکتورهای خارجی مانند انرژی و آلودگی و سلامت در این مقایسه اثر گذار خواهند بود. سطح بالای حمایت دولت ها در طی دهه های مختلف در بهینه سازی ژرم پلاسم گیاهی و حیوانی و باروری خاک و سیستم های مدیریت آفات و افزایش ظرفیت انسان برای سیستم های کشاورزی متعارف صورت گرفته است که نمونه ای از تاثیر عوامل مذکور بر سیستم های کشاورزی است.

از دیگر چالش های کشاورزی ارگانیک تفاوت های ذاتی بین سیستم تولید در کشاورزی مرسوم و کشاورزی ارگانیک است. برخی از سیستم های کشاورزی تلاش می کنند تا محصول بیشتری را برای فروش بیشتر تولید کنند. این در حالی است که کشاورزان ارگانیک به عنوان سرپرست زمین عمل میکنند و باید دامنه وسیعی از محدودیت های زیست محیطی و اجتماعی را رعایت نموده و صرفاً به مدیریت فروش در بخش کشاورزی اکتفا نکنند. اما به طور پیش فرض کشاورزان فعال در بخش کشاورزی مرسوم با این چالش مواجه نیستند. لذا چالش های کشاورزی ارگانیک به مراتب موضوعات تخصصی تر و علمی تری نسبت به کشاورزی مرسوم را شامل میشوند.

کشاورزی ارگانیک به جای تجزیه و تحلیل با اصول تطبیقی بیشتر به دنبال سازوکارهای اساسی و تحقق اصول پایداری است. شاید انتظار عمومی این باشد که چالش های کشاورزی ارگانیک پس از گذشت مدت طولانی مرتفع شده باشد، اما گستردگی موضوعات و تخصصی بودن آنها حل برخی از آنها را دشوار می سازد. با اینحال شناسایی نقاط قوت و ضعف سیستم های ارگانیک و آموزش صحیح اصول ارگانیک میتواند راهگشای کشاورزان متداول برای پذیرش فعالیت های ارگانیک باشد.

چالش های کشاورزی ارگانیک بخشی از تولید محصولات ارگانیک است. اما برخی از چالش ها و نگرانی ها بر تولید محصول ارگانیک تاثیر زیادی میگذارند. محدودیت های زراعی از جمله علفهای هرز و سلامت حیوانات و باروری خاک همواره از چالش های کشاورزی ارگانیک به شمار میروند. ناکافی بودن ساختارهای نظارتی و بازاریابی، تولید کننده و مصرف کننده محصول ارگانیک را به طور یکسان متزلزل میکند.

حفظ تعهد به اصول کشاورزی ارگانیک نیز یکی از چالش های کشاورزی ارگانیک محسوب میشود. پس از حدود یک قرن توسعه مفاهیم و قوانین کشاورزی ارگانیک، اکنون این سیستم تولید با وعده های تجاری و اجتماعی و محیط زیستی به فعالیت خود ادامه میدهد. اما باید بخاطر داشت که میلیاردها دلار بازار و میلیونها هکتار مزرعه همه صرف این موضوع شده اند که با در نظر گرفتن اصول زیست محیطی و کمترین فشار بر طبیعت کالاهایی ایمن تر و سالم تری را برای انسان تولید نمایند.

اشتراک گذاری

جهت درک بهتر مفاهیم کشاورزی ارگانیک باید اصول کشاورزی ارگانیک و شیوه انجام آن به طور صحیح و علمی بیان گردد. این اصول شامل اهداف اصلی و هشدارهایی است که ضمن تولید مواد غذایی با کیفیت بالا همواره روشهای سازگار با محیط زیست را مد نظر قرار میدهند. اصول کشاورزی ارگانیک با تکامل جنبش ارگانیک تغییرات زیادی را تجریه کرده است. هم اکنون هماهنگی بیشتر کشاورزی ارگانیک با جنبش های گسترده زیست محیطی و فعالیتهای آنها، منجر به ایجاد اصول کشاورزی ارگانیک با تمرکز بیشتر بر حفظ محیط زیست نسبت به نیمه اول قرن بیستم شده است. اصول کشاورزی ارگانیک طی 30 سال گذشته به صورت صریح بیان شده است و کشاورزان در گذشته به صورت رسمی به این اصول عملاً دسترسی نداشتند. مهمترین اصول کشاورزی ارگانیک به شرح زیر است:

  • مزرعه به عنوان یک موجود زنده در نظر گرفته میشود که در واقع شامل یک سیستم بسته و جریان مواد غذایی با در نظر گرفتن جوابگو بودن نیازهای سیستم و سازگاری با محیط زیست است.
  • باروری خاک به معنای زنده بودن خاک است که توانایی تأثیر و انتقال سلامت از طریق زنجیره های غذایی به گیاهان و حیوانات و انسانها را دارد.
  • ارتباطات حاکم بر اجزای مختلف کشاورزی ارگانیک در نهایت یک سیستم کامل و پویا را تشکیل میدهد.
  • استفاده و کاربرد اصول علمی با در نظر گرفتن امکان بررسی مجدد و توسعه آنها در کشاورزی ارگانیک ضرورت دارد.

 

جنبش ارگانیک تلاش میکند تا همگان با استدلال های ارگانیک در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آشنا شده و آنها را به رسمیت بشناسند. بر همین اساس IFOAM به عنوان اصلی ترین سازمان ارگانیک در دنیا اقدام به تعریف اصول کشاورزی ارگانیک نموده است. برخی از اصول کشاورزی ارگانیک که توسط IFOAM در سال 1980 ارائه شد شامل موارد زیر است:

  • اقدامات و تامین نهاده ها در یک سیستم بسته و با توجه به منابع محلی صورت گیرد.
  • حفظ باروری خاک در بلند مدت اهمیت زیادی دارد.
  • برای جلوگیری از بروز انواع آلودگی از تکنیک های خاص کشاورزی استفاده شود.
  • تولید مواد غذایی با کیفیت بالا و به مقدار کافی مورد توجه قرار گیرد.
  • کاهش استفاده از انرژی های فسیلی در کشاورزی و به حداقل رساندن آنها اهمیت دارد.
  • شرایط زندگی حیوانات باید مطابق با نیازهای فیزیولوژیک آنها و اصول انسانی باشد.
  • تولیدکنندگان کشاورزی باید بتوانند از طریق کار خود درآمد قابل قبولی کسب نمایند.

 

اصول کشاورزی ارگانیک در قالب استانداردهای سیستم تضمین شده ارگانیک توسط IFOAM منتشر شده است. این اصول به عنوان مقدمه ای جهت استاندارد سازی و روشن ساختن اهداف کشاورزی ارگانیک مورد استفاده قرار میگیرند. اصول کشاورزی ارگانیک به عنوان اهداف بنیادین کشاورزی ارگانیک بارها اصلاح و ویرایش شده و مورد بررسی و تصمیم گیری مجدد قرار گرفته و انتشار یافته اند. اهداف اصلی کشاورزی ارگانیک که توسط IFOAM منتشر شدند شامل موارد زیر هستند:

  • تولید مقادیر کافی از مواد غذایی و محصولات کشاورزی با کیفیت بالا
  • تطابق و سازگاری اقدامات انجام شده در سیستم تولید کشاورزی ارگانیک با چرخه های طبیعی و سیستم های طبیعی خاک و گیاهان و حیوانات
  • آگاهی از گستره اثرات اجتماعی و زیست محیطی تولید محصولات ارگانیک و فرایندهای جانبی آنها
  • حفظ و افزایش باروری بلند مدت و فعالیت های بیولوژیکی خاک با استفاده از روش های متنوع بیولوژیکی و مکانیکی و حتی فرهنگی محلی با تکیه بر کنترل ورودی های مزرعه
  • حفظ و افزایش تنوع زیستی زراعی و طبیعی در مزرعه و محیط پیرامون آن با استفاده از سیستم های پایدار تولید و حفاظت از گیاه و حیات وحش
  • حفظ و افزایش تنوع ژنتیکی از طریق توجه به مدیریت منابع ژنتیکی مزرعه و محیط پیرامون
  • ترویج استفاده صحیح از آب و حفاظت از منابع آبی
  • استفاده از منابع تجدیدپذیر در سیستم های تولید و فراوری و جلوگیری از ایجاد آلودگی تا حد ممکن
  • ترویج و گسترش تولید و توزیع محصولات به صورت محلی و منطقه ای
  • برقراری تعادل هماهنگ بین تولید محصول کشاورزی و دامداری
  • فراهم نمودن شرایط مناسب زندگی برای حیوانات جهت بیان جنبه های اصلی رفتار ذاتی آنها
  • استفاده از مواد قابل بازیافت در بسته بندی ها
  • ایجاد محیط کاری ایمن و سالم برای کلیه کسانی که در زمینه کشاورزی ارگانیک و فراوری محصولات ارگانیک فعالیت دارند
  • ایجاد زنجیره تولید و فراوری و توزیع با در نظر گرفتن روابط اجتماعی و زیست محیطی
  • شناسایی و حفاظت از دانش بومی و سیستم های کشاورزی سنتی

 

در دهه 1990 دولت ایالات متحده آمریکا همزمان با تصویب قوانینی جهت کنترل روند تولید و فروش محصولات ارگانیک فهرستی از اصول کشاورزی ارگانیک را به همراه توصیه هایی در این زمینه منتشر کرد. مرکز تحقیقات کشاورزی دانمارک – DARCOF – نیز مباحثی را در سطح ملی پیرامون اصول کشاورزی ارگانیک جهت برنامه ریزی اقدامات تحقیقاتی و پژوهشی مطرح نمود.

در سال 2002 با تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک کمیته برای بازنویسی اصول کشاورزی ارگانیک تشکیل گردید. این اصول از نظر مفهوم و کارکرد به ساختار اولیه اصول کشاورزی ارگانیک که در سال 1980 منتشر شده بود، نزدیک بوده و شامل 4 اصل زیر هستند:

  • اصل سلامت : کشاورزی ارگانیک باید سلامت خاک و گیاه و حیوانات و انسان را حفظ و تقویت نماید.
  • اصل اكولوژيك : کلیه فعالیت ها و اقدامات در کشاورزی ارگانیک بر اساس سیستم های زیست محیطی و چرخه های طبیعی زیستی صورت پذیرد و این چرخه ها را حفظ و تقویت کند.
  • اصل عدالت : کشاورزی ارگانیک باید براساس روابطی بنا شود که با توجه به محیط زیست و فرصتهای زندگی عادلانه باشد.
  • اصل مراقبت : کشاورزی ارگانیک باید بر اساس روش های مسئولانه برای حفاظت از سلامت و رفاه نسل فعلی و آینده و محیط زیست مدیریت شود.

 

اصل سلامت

چشم انداز اصل سلامت بسیار جامع است و سلامت را بیش از حالت عدم بیماری و شامل مکانیزم های خود تنظیمی و بازسازی و تعادل در نظر میگیرد. اصل سلامت کل حوزه کشاورزی ارگانیک و کلیه موارد مرتبط با آن از جمله بخش های خاکی و گیاهی و دامی و انسانی را پوشش میدهد. این اصل، کشاورزی ارگانیک را به مسائلی که نگرانی بنیانگذاران جنبش ارگانیک در دهه های 1920 تا 1940 پیرامون سلامت انسان مطرح میکردند، پیوند میدهد. “خاک سالم، گیاه سالم، افراد سالم” شعار بسیاری از سازمان های ارگانیک مانند انجمن خاک انگلستان و انجمن خاک و بهداشت و موسسه رودال ایالات متحده آمریکا است. این اصل با تکیه بر جدایی ناپذیر بودن سلامت انسان به عنوان جزئی از سیستم های طبیعی بنا نهاده شده است و بیانگر وابستگی انکارناپذیر سلامت جامعه به سیستم تغذیه ای است. بر اساس اصل سلامت زمانی که این روند آسیب میبیند در نهایت برای کل بشریت آسیب بوجود خواهد آمد. باید به این نکته نیز توجه نمود که خدمات سرمایه های طبیعی مانند گیاهانی که اکسیژن را تأمین میکنند، ارزش بسیار بالاتری نسبت به میزان تولید ناخالص در سطح ملی و جهانی دارند و در نظر گرفتن این موضوع وابستگی بشر به این خدمات را برجسته تر میکند.

 

اصل اكولوژيك

اصل اكولوژيك بیان گسترده تری از اصول کشاورزی ارگانیک مطرح شده در دهه 1980 است. طبق این اصل كشاورزان در يك سيستم بسته و با تکیه بر منابع داخلی فعالیت دارند و جذب و کاربرد این منابع نسبت به منابع خارجی در اولیت قرار دارد. دید کلی کشاورزی ارگانیک این است که کشاورزی باید همانند سیستم های زیست محیطی طبیعی عمل نماید زیرا سیستم های زیست محیطی خود نگهدار و خود محور هستند. برای مثال اکثر مواد غذایی گیاهی به طور مداوم در چرخه های اکوسیستم گردش دارند و سیستم به صورت پیش فرض با توجه به جمعیت های گیاهی و جانوری و بازخورد های مثبت و منفی چرخه ها مرتباً تنظیم میشود. بر اساس اصل اکولوژیک مزرعه باید در یک سیستم بسته مواد غذایی فعالیت داشته باشد و از کاربرد سوختهای فسیلی نیز اجتناب نماید. نمونه ای از سیستم های کشاورزی خود نگهدار و خود تنظیم شامل جمعیتی از گیاهانی است که کنترل بیولوژیکی و فرایندهایی که از منابع طبیعی مشتق شده اند، جمعیت آفات را در آن اجتماع گیاهی کنترل مینماید.

 

اصل عدالت

اصل عدالت مربوط به روابط میان گروه های مختلف افراد فعال در کشاورزی از جمله مالکان زمین و کارگران و مصرف کنندگان و حصول اطمینان از رفتار انسانی با حیوانات است. با وجود آنکه کشاورزی ارگانیک همیشه دارای ابعاد برابری اجتماعی بوده و بر آن تأکید داشته، این اصل در دهه های 1980 و 1990 کمترین اهمیت را دارا بوده است. اصل عدالت به این مفهوم است که کارگران نباید مورد سوء استفاده قرار گیرند و باید برای کار و فعالیت آنان دستمزد منصفانه و عادلانه پرداخت شود که به آنها اجازه میدهد به نحو شایسته زندگی کنند. همچنین کشاورزان با قیمت منصفانه محصول را به بازار ارائه دهند و مصرف کنندگان نیز برای دریافت محصول با کیفیت قیمت معقول و عادلانه ای پرداخت نمایند. اصل عدالت بیانگر حصول اطمینان از روابط منصفانه در تجارت یا به عبارت دیگر تجارت منصفانه است که جنبش های ارگانیک اقدامات زیادی را جهت فراگیری آن انجام داده اند. اصل عدالت فراتر از حال حاضر بوده و شامل نسل های آینده نیز میشود و بر این باور استوار است که فعالیت های نسل فعلی نباید برای نسل های آینده زیان آور باشد. در مورد دام ها این اصل تولیدکنندگان را نسبت به جانوران متعهد میسازد که در صورت وقوع بیماری، حیوانات را در چارچوب اخلاق انسانی درمان نمایند. این مسئله کمی پیچیده و بحث برانگیز است زیرا دیدگاه های مردم در مورد درمان حیوانات در فرهنگ های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است. در نتیجه، مباحث جنبش ارگانیک در مورد حقوق حیوانات و رفتار انسانی و اخلاقی با حیوانات در سیستم های ارگانیک به صورت پیوسته ادامه دارد. تمرکز این مباحث بر حصول اطمینان از سلامت دام ها و فراهم شدن شرایط زندگی منطبق با فیزیولوژی و رفتار طبیعی آنها و کاهش استرس و درد است. لازم به ذکر است که رعایت این موارد جهت اخذ گواهی استاندارد پرورش دام ضروری است.

 

اصل مراقبت

اصل مراقبت شامل فرایندهای پیشگیری است. همواره اقدامات احتیاطی لازم هنگامی که فعالیتی به عنوان یک تهدید جهت آسیب به سلامت انسان یا محیط زیست محسوب میشود، صورت میگیرد. اصل مراقبت، منطق مدیریت ریسک و تجزیه و تحلیل سود و هزینه را تغییر میدهد. این اصل تضمین میکند کشاورزان ارگانیک از فناوری های جدید بدون داشتن درک جامع و کامل از عوارض آنها استفاده نکنند و همچنین اقدامات لازم برای جلوگیری از آسیب احتمالی این فناوری ها به محیط زیست را مد نظر قرار دهند. این رویکرد مهمترین دلیل برای جنبش ارگانیک جهت ممنوعیت استفاده از موجودات اصلاح شده ژنتیکی است. زیرا از نظر فعالین جنبش ارگانیک این تکنولوژی دارای پتانسیل بالایی برای تولید اثرات منفی غیرمنتظره و پیشبینی نشده است و هزینه استفاده از این تکنولوژی را افراد دیگر و مصرف کنندگان نهایی پرداخت میکنند. در حال حاضر بر اساس استانداردهای موجود در فعالیتهای ارگانیک مجاز به استفاده از موجودات تغییر یافته ژنتیکی – GMO – نیستیم زیرا ارزیابی فناوری های جدید به علت پوشش گسترده مباحث مرتبط با آنها، دشوار است. با اینحال اصول کشاورزی ارگانیک دامنه ای از تکنولوژی های جدید را تائید میکند. اصل مراقبت برای نسل های آینده و محیط زیست فارغ از اصول مدیریت ریسک و تجزیه و تحلیل سود و هزینه اهمیت ویژه ای قائل است.

اشتراک گذاری

اجرای برخی از شیوه های کشاورزی ارگانیک توسط کشاورزان تنها بدون کاربرد کود شیمیایی و فرایند بیوشیمی و در برخی موارد حتی مکانیزاسیون فراهم است. بدون استفاده از چنین فناوری هایی کشاورزان ناگزیر به استفاده از سیستم های بیولوژیکی و زیست محیطی مختلف در مزارع ارگانیک هستند. به عنوان مثال، با پذیرش این شرایط تنها منبع کود برای جایگزینی مواد مغذی در زمین های ارگانیک، کود گیاهی و کود حیوانی و کود انسانی است. بدون شک ناتوانی در حفظ چرخه های زیستی طبیعی در تولید محصولات کشاورزی رایج سبب ایجاد مشکلات فراوانی در محیط زیست شده است. با چنین دیدگاهی کشاورزی ارگانیک یک سیستم کشاورزی اصیل خوانده میشود و کشاورزی صنعتی معادل کشاورزی متعارف یا کشاورزی رایج است. اساس تقسیم بندی بین کشاورزی صنعتی و کشاورزی ارگانیک و در واقع آغاز کشاورزی ارگانیک به قرن نوزدهم میلادی میرسد. هامفری دیوی و جاستوس فون لیبیگ بنیانگذاران اصلی این نظریه بودند و ایده های خود را پیرامون عناصر شیمیایی در کشاورزی و شیمی آلی و کاربرد آن در فیزیولوژی کشاورزی منتشر کردند. استدلال آنها این بود که کودهای معدنی غیرارگانیک میتوانند جایگزین کودهای دیگر شده و کشاورزی را به یک علم تبدیل کنند و از این طریق تولید و بهره وری را افزایش دهند. انقلاب کشاورزی در دهه 1840 آغاز شد که با تولید اولین کودهای معدنی با مقاصد تجاری همراه بود. اولین سیستم صدور گواهینامه ارگانیک و برچسب زدن “Demeter” در سال 1924 به اجرا گذاشته شد.

آغاز کشاورزی ارگانیک با انجام تحقیقات و آزمایشات متعدد در کشورهای مختلف رقم خورد. با گذشت زمان، یکی از دانشمندان برجسته به نام رابرت مک کریسون، تحقیق مفصلی در مورد نیرومندی افراد جنگجوی هندوستان و اینکه چرا بیماریهای شایعی نداشتند انجام داد. او سلامت را به عنوان یک مفهوم مثبت در حیات و فقدان بیماری معرفی نمود. وی دریافت سلامت جسمی افراد جنگجو به دلیل رژیم غذایی سالم آنهاست که شامل استفاده از گیاهان و دانه های تازه با مقادیر متوسطی گوشت در زمین هایی بود که کودها به آنها بازگردانده شده است. به دنبال این مسئله آزمایش غذایی بر روی موش ها بر اساس تغذیه یک گروه با رژیم غذایی مردم هندوستان و گروه دیگر با رژیم غذایی مردم فقیر بریتانیا آغاز شد. موش های رژیم هند رشد مناسب داشته و در سلامت بودند در حالی که گروه دیگر متحمل رنج های بسیار شده در نهایت بیمار میشدند. این موضوع مک کریسون را به این باور رساند که اهمیت رژیم غذایی سالمی که از خاک پر از کود و سایر مواد آلی به دست آمده است را بر همگان آشکار سازد. شروع و گسترش فعالیتهای ارگانیک در قرن گذشته در کشورهای متعدد منجر به آغاز کشاورزی ارگانیک و گسترش مفاهیم این علم شد.

آلبرت هاوارد دانشمند بسیار توانمندی بود که در دهه 1920 در یک موسسه تحقیقاتی کشاورزی فعالیت داشت. وظیفه هاوارد شامل طیف گسترده ای از فعالیت ها مانند برنامه اصلاح نباتات و بررسی اثرات آن بر سلامت حیوانات مزرعه بود. این موضوع باعث شد او به روابط پیوسته ای که بین سلامت خاک و گیاه و حیوانات تغذیه شده توسط این خاک وجود دارد، پی ببرد.

اشتراک گذاری

مهمترین فاکتوری که کشاورزی ارگانیک را قادر میسازد تا به تامین امنیت غذایی جوامع بشری کمک کند، نگرش تصمیم گیرندگان موثر در حوزه پایداری کشاورزی است. کشاورزی ارگانیک باید با ذهن باز مورد بحث قرار گیرد و مزایا و معایب آن به وضوح بیان شود تا منجر به اتخاذ تصمیمات صحیح گردد.

به دست آوردن غذا و پارچه و دیگر منابع از گیاهان و حیوانات در جوامع بشری از زمانی که انسان شکارچی بوده تا جوامع زراعت محور همواره اهمیت زیادی داشته است. متاسفانه امروزه با افزایش تولیدات کشاورزی اثرات منفی آن بر منابع طبیعی نیز افزایش یافته است. آسیب های زیست محیطی ناشی از کشاورزی غیراصولی و لزوم بازنگری در سیستم فعلی کشاورزی بر کسی پوشیده نیست. از جمله این آسیب ها میتوان به آلودگی هوا با گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن و متان و اکسید نیتروژن – تخریب زمین جهت ایجاد شرایط کشاورزی زراعی و باغی – کشت در زمین های شیب دار و دارای شوری – آلودگی آب های زیر زمینی به دلیل استفاده نامناسب از انواع مختلف کود و آفتکش – تخلیه و برداشت بی رویه از تالاب ها و از بین رفتن تنوع زیستی و در کل زوال و نابودی محیط زیست اشاره نمود. در کنترل علف هرز توجه زیادی به علفکش ها معطوف گشته است اما این امر به کاهش طولانی مدت جمعیت علف هرز کمک موثری نمیکند. کشاورزان در عمل وابسته به علفکش ها هستند، زیرا مقاومت فراوانی در گونه های مختلف علف های هرز ظاهر شده است که کنترل آنها را بدون استفاده از علفکش دشوار میسازد.
اگرچه وسعت این خسارت ممکن است توسط برخی افراد مورد انکار واقع شود، اما جدیت در اجرای خط مشی کشاورزی ارگانیک و کشاورزی پایدار این آسیب ها را به صورت چشمگیری کاهش داده است و مزایای مالی حاصل شده و اثربخشی آن در بهره وری بیشتر از محیط زیست تائید شده است. کلیه تصمیمات اخذ شده در کشاورزی پایدار جهت بهبود پایداری محیط بوده است. به طور مثال افزایش کاربرد سموم دفع آفات مانند متیل برومید با مجازات های مالی برای تولید بیشتر آن و مجازات برای آلودگی آب و تأمین هزینه های تحقیقات در زمینه بهبود روشهای استفاده از انواع مختلف کود و فناوری های کاهش تلفات همراه است. چنین تصمیماتی منجر به ایجاد استراتژی هایی میشود که با پایداری محیط در دراز مدت ارتباط مستقیم دارد. سیستم مدیریت زیست محیطی – Environmental Management Systems – که به اختصار EMS گفته میشود در رابطه اندازه گیری میزان کارایی استراتژی های مرتبط با پایداری در کشاورزی توسط کشاورزان و دولت ها مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر EMS به دلیل جدید بودن دارای محدودیت های متعددی مانند اعتبار، پیچیدگی کاربرد، ایجاد ریسک مالی و جمع آوری شواهد پراکنده جهت بهبود محیط زیست است.

اشتراک گذاری

 استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع و لینک فعال به سایت بلامانع است

راه های ارتباطی
محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما