محصولات ارگانیک

در دهه 1980 دانشمندان و حتی کسانی که از سیستم های کشاورزی جایگزین حمایت نمیکردند، به طور فزاینده ای نسبت به کشاورزی ارگانیک علاقمندتر شده و جنبش ارگانیک توسعه یافت. در این دهه تامین منابع مالی توسط دانشگاه ها منجر به افزایش مطالعات در زمینه کشاورزی ارگانیک شد. متاسفانه این پژوهش ها کمک عملی موثری برای تولیدکنندگان محصولات ارگانیک به شمار نمیرود؛ زیرا فعالیت های تحقیقاتی در دانشگاه ها بیشتر شامل مقایسه کشاورزی ارگانیک و کشاورزی غیرارگانیک صرفاً با استناد به منابع قبلی و منحصر به روش های تئوری بود، نه تحقیقاتی که پایه ها و اصول روشهای ارگانیک را مستحکمتر نماید. تا پایان این دهه، سطح علاقمندی به کشاورزی ارگانیک و حجم اطلاعاتی که در مورد روش های ارگانیک گردآوری شده بود به حدی رسید که برای انتشار نشریات ارگانیک کفایت میکرد.

کشاورزی ارگانیک روندی بود که از دهه 1970 آغاز شد و در دهه 1980 شتاب گرفت و در دهه 1990 و هزاره جدید، شکوفا شد. رشد تقاضا و تولید محصولات ارگانیک سالیانه حدود 20% تا 30% در سراسر جهان در حال افزایش است. شناخت بیشتر فعالیت ها و جنبش ارگانیک اقدامات این حوزه را رسمی تر کرد. پس از موافقت کشورها برای تسهیل تجارت بین المللی محصولات ارگانیک هم اکنون شاهد برابری اجرای استاندارهای ارگانیک در کشورهای صادر کننده گواهینامه ارگانیک و کشورهای وارد کنند محصولات ارگانیک زیر نظر IFOAM هستیم. هم اکنون نگرانی های عمومی در مورد تغذیه و روش تولید مواد غذایی و آگاهی عمومی از فرایندهای مهندسی ژنتیک در بخش هایی از آسیا و استرالیا و به ویژه اروپا به داغترین موضوعات سیاسی تبدیل شده است.

در دنیای حاضر علم به ابزاری جهت نمایش مزایای کشاورزی ارگانیک و مشکلات کشاورزی رایج تبدیل شده است. این مسئله به سازمان های ارگانیک کمک میکند تا با نشان دادن نتایج تحقیقات سودمندی که در مزارع ارگانیک انجام میشود، همکاری بسیار نزدیکتری با سایر سازمان های دوستدار محیط زیست مانند گروه های دوستدار طبیعت و محیط زیست ایجاد کنند. از دهه 1980 به بعد مراکز و انجمن های تحقیقاتی متعدد بین المللی ایجاد شده است که نقش فعالی در انجام تحقیقات جدید در علوم زراعی و محیط زیست و علوم اجتماعی دارند. از یافته های مستند این مراکز برای توسعه آموزش کشاورزان و مشاوران کشاورزی استفاده میشود. هم اکنون سازمان های غیردولتی و شرکت ها با انجام بررسی های دقیق جهت صدور گواهی ارگانیک محصولات کشاورزی اقدام میکنند. مؤسسه بررسی مواد ارگانیک به آدرس www.omri.org و شبکه اقدامات آفتکش ها در شمال آمریکا به آدرس www.panna.org نمونه ای از این سازمان ها محسوب میشوند.

در اواخر دهه 1990 با گسترش ارتباطات، نگرانی ها در مورد تاثیر کشاورزی ارگانیک و کشاورزی صنعتی بر زندگی افراد افزایش یافت. برخی از این نگرانی ها پیرامون عرضه محصولات ارگانیک در فروشگاه های خاص جهت رفاه بیشتر ثروتمندان بوده است. همچنین مسئله عدالت اجتماعی (مانند اطمینان حاصل نمودن از این که کشاورزان درآمد منصفانه ای برای تولید خود دریافت میکنند یا خیر) مطرح شد. یکی از نتایج مفید این مباحث ایجاد زمینه تجارت عادلانه محصولات ارگانیک برای تولیدکنندگان در اروپا بود که تا به امروز توسط کشاورزان کشورهای جهان سوم فعال در جنبش ارگانیک مورد استفاده قرار میگیرد. اصلاح ارتباطات بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان محصولات ارگانیک در دهه های 1960 و 1970 سبب رشد سریع بازار محصولات ارگانیک در ایالات متحده آمریکا و انگلستان شد که به عنوان یک نتیجه عملی و مفید از آن یاد میشود.

در سال 2004 حدود 80% از زمین هایی که به صورت ارگانیک اداره میشدند تنها در 10 کشور وجود داشت که بیش از 50% آنها در دو کشور استرالیا و آرژانتین قرار داشتند. تقاضا برای کشاورزی ارگانیک در غرب اروپا به ویژه در کشورهای آلمان و اسکاندیناوی رو به افزایش بود و 3 کشور اروپایی به حداقل 10% و 5 کشور دیگر به بیش از 5% از کشاورزی ارگانیک دست یافتند. با وجود آنکه برخی از کشورهای اروپایی دارای بیش از 15000 مزرعه ارگانیک هستند، بیشترین تعداد مزارع ارگانیک در کشورهای غیراروپایی گزارش شده است.

حداکثر میزان مصرف محصولات ارگانیک در کشورهای ثروتمند اتفاق می افتد. بازار جهانی محصولات ارگانیک حدود 23 میلیارد دلار است که 50% آن در آمریکای شمالی قرار دارد. اروپا نیز تقریباً 47% از این بازار را در دست دارد و تنها 3% باقی مانده بین دیگر کشورها تقسیم میشود. محصولات اصلی غذایی ارگانیک شامل غلات و میوه و سبزیجات و گوشت و محصولات لبنی است، اما تقاضا برای کالاهای ارگانیک دیگر مانند شکر و قهوه و مشتقات انگور نیز در حال افزایش است.

دولتهایی که از دانشمندان و محققین کشاورزی به صورت تخصصی مشاوره میگیرند، به معضل سبک کشاورزی رایج و ضرورت انجام فعالیت های ارگانیک پی برده اند. این موضوع منجر به اتخاذ سیاست ها و اقدامات عملی جهت ورود به بازار و دستیابی به نتایج زیست محیطی مفید کشاورزی ارگانیک شده است. مناطق متعددی وجود دارد که سیاست ها و حمایت های دولتی توانایی تأثیرگذاری بر موفقیت و یا عدم موفقیت تولید محصولات ارگانیک در آن مناطق را دارند. این مناطق در افزایش سطح زیر کشت محصولات ارگانیک و افزایش فعالیت های جنبش ارگانیک که نیازمند حمایت های مالی بیشتری هستند تاثیر گذارند. نقش کلیدی سیاست در بسیاری از دولتها شامل تعریف کشاورزی ارگانیک در قانون و ایجاد ساز و کارهای اجرایی با استفاده از آژانس های غیردولتی صدور گواهینامه ارگانیک است. نمونه هایی از این قوانین مانند NOP در ایالات متحده آمریکا و قوانین 1991/2092 برای تولید محصول کشاورزی ارگانیک و 1999/1804 برای تولید دام ارگانیک در اتحادیه اروپا به تصویب رسیده است. اجرای این قوانین اغلب جهت حفاظت از مصرف کنندگان صورت گرفته است. نقش دوم بسیاری از دولت ها شامل تامین یارانه مستقیم برای تبدیل کشاورزی مرسوم و در برخی موارد تولید مداوم محصولات ارگانیک است. کاربرد ابزاری پرداخت یارانه نقدی برای استفاده معیاری خاص در کشاورزی، یک روند معمول در بسیاری از کشورهاست. از این روش بویژه در اروپا برای ایجاد انگیزه در کشاورزان جهت تبدیل کشاورزی مرسوم به کشاورزی ارگانیک استفاده میگردد. اگر چه پیشرفت های کشاورزی ارگانیک در زمینه های محیط زیست و سلامتی افراد و… مشخص شده است و انتظار میرود ابعاد دیگر آن نیز در آینده بیان گردد؛ اما مشخص نیست که آیا پرداخت های مستقیم مانند یارانه نقدی به عنوان کارآمدترین ابزار جهت بهبود عملکرد زیست محیطی کشاورزان و تداوم فعالیت های ارگانیک در دراز مدت روش موثری است یا خیر؟

تعداد مزارع با مدیریت ارگانیک در برخی کشورها به صورت زیر است: 1) مکزیک 53577 مزرعه 2) ایتالیا 49489 مزرعه 3) اندونزی 45000 مزرعه 4) اوگاندا 33900 مزرعه 5) تانزانیا 26986 مزرعه 6) پرو 23057 مزرعه 7) برزیل 19003 مزرعه 8) اتریش 18576 مزرعه 9) ترکیه 18385 مزرعه 10) اسپانیا 17751 مزرعه.

 

برخی سیاست های دولتی در حوزه کشاورزی ارگانیک و سرعت بخشیدن به جنبش ارگانیک به صورت زیر است:

  1. ارائه چارچوب های نظارتی از جمله فرایندهای بررسی محصولات
  2. پرداخت مستقیم یارانه نقدی برای تبدیل سبک رایج کشاورزی
  3. تسهیل ورود محصولات ارگانیک به بازارهای داخلی و خارجی
  4. حمایت های مالی و فعالیت های آموزشی
  5. توسعه علمی و فعالیتهای منطقه ای
  6. مجازات برای ورودی های مضر زیست محیطی مانند آلودگی ناشی از کاربرد مواد شیمیایی
  7. رفع موانع تولید محصول ارگانیک مانند ضوابط زیاد و دست و پاگیر غیرضروری

 

اجرای صحیح و قانونمند سیاست های موثر بر روند تولید محصولات ارگانیک توسط دولت ها، کشاورزی ارگانیک را به عنوان راه حلی برای کاهش معضلات کشاورزی مرسوم مطرح کرده است. در کشور انگلستان، وزارت غذا و محیط زیست و امور روستایی – Defra – اقداماتی را در راستای اطمینان از رشد پایدار و استراتژیک تولید مواد غذایی ارگانیک انجام داده است.

در حال حاضر و به دلیل اقدامات گسترده فعالین، جنبش ارگانیک و به عبارت دیگر کشاورزی ارگانیک توسط مردم و دولت ها به عنوان یک جایگزین معتبر برای کشاورزی معمول و مرسوم شناخته شده و منبع ایده ها و رویکردهایی به شمار میرود که کشاورزی متعارف میتواند برای پایدار شدن به آنها تکیه کند. روند رسیدن به این موقعیت منجر به تغییر در برخی از شیوه های کشاورزی متعارف کشاورزی شده است که در مقابل اصول ارگانیک قرار دارند.

اشتراک گذاری

اجرای برخی از شیوه های کشاورزی ارگانیک توسط کشاورزان تنها بدون کاربرد کود شیمیایی و فرایند بیوشیمی و در برخی موارد حتی مکانیزاسیون فراهم است. بدون استفاده از چنین فناوری هایی کشاورزان ناگزیر به استفاده از سیستم های بیولوژیکی و زیست محیطی مختلف در مزارع ارگانیک هستند. به عنوان مثال، با پذیرش این شرایط تنها منبع کود برای جایگزینی مواد مغذی در زمین های ارگانیک، کود گیاهی و کود حیوانی و کود انسانی است. بدون شک ناتوانی در حفظ چرخه های زیستی طبیعی در تولید محصولات کشاورزی رایج سبب ایجاد مشکلات فراوانی در محیط زیست شده است. با چنین دیدگاهی کشاورزی ارگانیک یک سیستم کشاورزی اصیل خوانده میشود و کشاورزی صنعتی معادل کشاورزی متعارف یا کشاورزی رایج است. اساس تقسیم بندی بین کشاورزی صنعتی و کشاورزی ارگانیک و در واقع آغاز کشاورزی ارگانیک به قرن نوزدهم میلادی میرسد. هامفری دیوی و جاستوس فون لیبیگ بنیانگذاران اصلی این نظریه بودند و ایده های خود را پیرامون عناصر شیمیایی در کشاورزی و شیمی آلی و کاربرد آن در فیزیولوژی کشاورزی منتشر کردند. استدلال آنها این بود که کودهای معدنی غیرارگانیک میتوانند جایگزین کودهای دیگر شده و کشاورزی را به یک علم تبدیل کنند و از این طریق تولید و بهره وری را افزایش دهند. انقلاب کشاورزی در دهه 1840 آغاز شد که با تولید اولین کودهای معدنی با مقاصد تجاری همراه بود. اولین سیستم صدور گواهینامه ارگانیک و برچسب زدن “Demeter” در سال 1924 به اجرا گذاشته شد.

آغاز کشاورزی ارگانیک با انجام تحقیقات و آزمایشات متعدد در کشورهای مختلف رقم خورد. با گذشت زمان، یکی از دانشمندان برجسته به نام رابرت مک کریسون، تحقیق مفصلی در مورد نیرومندی افراد جنگجوی هندوستان و اینکه چرا بیماریهای شایعی نداشتند انجام داد. او سلامت را به عنوان یک مفهوم مثبت در حیات و فقدان بیماری معرفی نمود. وی دریافت سلامت جسمی افراد جنگجو به دلیل رژیم غذایی سالم آنهاست که شامل استفاده از گیاهان و دانه های تازه با مقادیر متوسطی گوشت در زمین هایی بود که کودها به آنها بازگردانده شده است. به دنبال این مسئله آزمایش غذایی بر روی موش ها بر اساس تغذیه یک گروه با رژیم غذایی مردم هندوستان و گروه دیگر با رژیم غذایی مردم فقیر بریتانیا آغاز شد. موش های رژیم هند رشد مناسب داشته و در سلامت بودند در حالی که گروه دیگر متحمل رنج های بسیار شده در نهایت بیمار میشدند. این موضوع مک کریسون را به این باور رساند که اهمیت رژیم غذایی سالمی که از خاک پر از کود و سایر مواد آلی به دست آمده است را بر همگان آشکار سازد. شروع و گسترش فعالیتهای ارگانیک در قرن گذشته در کشورهای متعدد منجر به آغاز کشاورزی ارگانیک و گسترش مفاهیم این علم شد.

آلبرت هاوارد دانشمند بسیار توانمندی بود که در دهه 1920 در یک موسسه تحقیقاتی کشاورزی فعالیت داشت. وظیفه هاوارد شامل طیف گسترده ای از فعالیت ها مانند برنامه اصلاح نباتات و بررسی اثرات آن بر سلامت حیوانات مزرعه بود. این موضوع باعث شد او به روابط پیوسته ای که بین سلامت خاک و گیاه و حیوانات تغذیه شده توسط این خاک وجود دارد، پی ببرد.

اشتراک گذاری

برای اطمینان از این که کشاورزی ارگانیک پاسخگوی مسئله پایداری در محیط زیست است، بهتر است شرایط کشاورزی ارگانیک با عوامل منطقه ای و اجتماعی و جغرافیایی و اقلیمی مطابقت داده شود. شکل فعلی اجرای کشاورزی ارگانیک در اروپا لزوماً مناسب ترین روش برای دیگر کشورها نیست. برای هر مکانی که در کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد، اصول کشاورزی ارگانیک راهنمای تطبیق فعالیت های ارگانیک به شمار میروند. به عنوان مثال مکان هایی وجود دارند که برخی محصولات را نمیتوان با استفاده از دامنه فعلی کاربرد روش های ارگانیک به طور پایدار و اقتصادی تولید نمود. لازم است همانطور که در مورد عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و اقتصادی ارگانیک بودن کشاورزی تصمیم گیری میشود، تصمیماتی نیز در مورد چشم انداز و محدودیت های کشاورزی ارگانیک و الزامات عمومی آن صورت پذیرد.

سیستم هایی با ورودی کم در نقاط دور افتاده با محیط های حاشیه ای مانند چراگاه مراتع نیز جهت اجرای اقدامات ارگانیک مناسب هستند. اقدامات مشابه با آنچه که در اروپا صورت میگیرد، میتواند در توسعه کشاورزی ارگانیک موثر باشد اما اتخاذ تصمیمات باید به صورت محلی و منطقه ای انجام شود. به طور مثال شرایط کشاورزی در استرالیا به دلیل بارش های غیر قابل اعتماد و پراکنده و نوع خاک بسیار متفاوت از شرایط کشاورزی در اروپا می باشد. تولید محصولات ارگانیک نیازمند آزمایشات متعدد در زمینه های مختلف است زیرا شرایط محیطی در همه قسمت های یک منطقه نیز یکسان نیست. لذا مسئله پایداری باید با توجه به نوع مزرعه و تولیدات آن و سایر شرایط موثر بر تولید محصول مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

در بسیاری از کشورها، اجرای کشاورزی ارگانیک بر روند کشت و کار و تولید و عرضه مواد غذایی اثر گذار بوده است. ایجاد بازارچه های عرضه مسقیم محصولات به مصرف کننده نهایی از جمله تغییرات مهم در این زمینه محسوب میشود. انجام چنین استراتژی هایی در کشاورزی پایدار بستگی زیادی به شرایط محلی و اجتماعی و زراعی دارد. چنین اقداماتی منجر به ایجاد شرکت های سودآوری پیرامون موضوعات پایداری کشاورزی و پایداری محیط زیست در سراسر جهان شده است که تضمین کننده اجرای صحیح و کامل قواعد کشاورزی پایدار خواهند بود.

کشاورزی ارگانیک تنها بخش کوچکی از دنیای کشاورزی را به خود اختصاص داده است و بخش کوچکی از سیستم جهانی اقتصادی و اجتماعی و ارزش های فرهنگی را شامل میشود. در نتیجه در حال حاضر ظرفیت کشاورزی ارگانیک برای تأثیرگذاری به عنوان یک تجارت بین المللی و اتخاذ تصمیمات در زمینه سیاست های زراعی بسیار محدود است. با توجه به موفقیت های ارگانیک، علیرغم رشد چشمگیری که از دهه 1990 تا کنون داشته است، کشاورزی ارگانیک تنها درصد کمی از تولیدات تجاری کشاورزی در دنیا را تشکیل میدهد.

اشتراک گذاری

 استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع و لینک فعال به سایت بلامانع است

راه های ارتباطی
محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما