صدور گواهینامه ارگانیک

در دهه 1980 دانشمندان و حتی کسانی که از سیستم های کشاورزی جایگزین حمایت نمیکردند، به طور فزاینده ای نسبت به کشاورزی ارگانیک علاقمندتر شده و جنبش ارگانیک توسعه یافت. در این دهه تامین منابع مالی توسط دانشگاه ها منجر به افزایش مطالعات در زمینه کشاورزی ارگانیک شد. متاسفانه این پژوهش ها کمک عملی موثری برای تولیدکنندگان محصولات ارگانیک به شمار نمیرود؛ زیرا فعالیت های تحقیقاتی در دانشگاه ها بیشتر شامل مقایسه کشاورزی ارگانیک و کشاورزی غیرارگانیک صرفاً با استناد به منابع قبلی و منحصر به روش های تئوری بود، نه تحقیقاتی که پایه ها و اصول روشهای ارگانیک را مستحکمتر نماید. تا پایان این دهه، سطح علاقمندی به کشاورزی ارگانیک و حجم اطلاعاتی که در مورد روش های ارگانیک گردآوری شده بود به حدی رسید که برای انتشار نشریات ارگانیک کفایت میکرد.

کشاورزی ارگانیک روندی بود که از دهه 1970 آغاز شد و در دهه 1980 شتاب گرفت و در دهه 1990 و هزاره جدید، شکوفا شد. رشد تقاضا و تولید محصولات ارگانیک سالیانه حدود 20% تا 30% در سراسر جهان در حال افزایش است. شناخت بیشتر فعالیت ها و جنبش ارگانیک اقدامات این حوزه را رسمی تر کرد. پس از موافقت کشورها برای تسهیل تجارت بین المللی محصولات ارگانیک هم اکنون شاهد برابری اجرای استاندارهای ارگانیک در کشورهای صادر کننده گواهینامه ارگانیک و کشورهای وارد کنند محصولات ارگانیک زیر نظر IFOAM هستیم. هم اکنون نگرانی های عمومی در مورد تغذیه و روش تولید مواد غذایی و آگاهی عمومی از فرایندهای مهندسی ژنتیک در بخش هایی از آسیا و استرالیا و به ویژه اروپا به داغترین موضوعات سیاسی تبدیل شده است.

در دنیای حاضر علم به ابزاری جهت نمایش مزایای کشاورزی ارگانیک و مشکلات کشاورزی رایج تبدیل شده است. این مسئله به سازمان های ارگانیک کمک میکند تا با نشان دادن نتایج تحقیقات سودمندی که در مزارع ارگانیک انجام میشود، همکاری بسیار نزدیکتری با سایر سازمان های دوستدار محیط زیست مانند گروه های دوستدار طبیعت و محیط زیست ایجاد کنند. از دهه 1980 به بعد مراکز و انجمن های تحقیقاتی متعدد بین المللی ایجاد شده است که نقش فعالی در انجام تحقیقات جدید در علوم زراعی و محیط زیست و علوم اجتماعی دارند. از یافته های مستند این مراکز برای توسعه آموزش کشاورزان و مشاوران کشاورزی استفاده میشود. هم اکنون سازمان های غیردولتی و شرکت ها با انجام بررسی های دقیق جهت صدور گواهی ارگانیک محصولات کشاورزی اقدام میکنند. مؤسسه بررسی مواد ارگانیک به آدرس www.omri.org و شبکه اقدامات آفتکش ها در شمال آمریکا به آدرس www.panna.org نمونه ای از این سازمان ها محسوب میشوند.

در اواخر دهه 1990 با گسترش ارتباطات، نگرانی ها در مورد تاثیر کشاورزی ارگانیک و کشاورزی صنعتی بر زندگی افراد افزایش یافت. برخی از این نگرانی ها پیرامون عرضه محصولات ارگانیک در فروشگاه های خاص جهت رفاه بیشتر ثروتمندان بوده است. همچنین مسئله عدالت اجتماعی (مانند اطمینان حاصل نمودن از این که کشاورزان درآمد منصفانه ای برای تولید خود دریافت میکنند یا خیر) مطرح شد. یکی از نتایج مفید این مباحث ایجاد زمینه تجارت عادلانه محصولات ارگانیک برای تولیدکنندگان در اروپا بود که تا به امروز توسط کشاورزان کشورهای جهان سوم فعال در جنبش ارگانیک مورد استفاده قرار میگیرد. اصلاح ارتباطات بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان محصولات ارگانیک در دهه های 1960 و 1970 سبب رشد سریع بازار محصولات ارگانیک در ایالات متحده آمریکا و انگلستان شد که به عنوان یک نتیجه عملی و مفید از آن یاد میشود.

در سال 2004 حدود 80% از زمین هایی که به صورت ارگانیک اداره میشدند تنها در 10 کشور وجود داشت که بیش از 50% آنها در دو کشور استرالیا و آرژانتین قرار داشتند. تقاضا برای کشاورزی ارگانیک در غرب اروپا به ویژه در کشورهای آلمان و اسکاندیناوی رو به افزایش بود و 3 کشور اروپایی به حداقل 10% و 5 کشور دیگر به بیش از 5% از کشاورزی ارگانیک دست یافتند. با وجود آنکه برخی از کشورهای اروپایی دارای بیش از 15000 مزرعه ارگانیک هستند، بیشترین تعداد مزارع ارگانیک در کشورهای غیراروپایی گزارش شده است.

حداکثر میزان مصرف محصولات ارگانیک در کشورهای ثروتمند اتفاق می افتد. بازار جهانی محصولات ارگانیک حدود 23 میلیارد دلار است که 50% آن در آمریکای شمالی قرار دارد. اروپا نیز تقریباً 47% از این بازار را در دست دارد و تنها 3% باقی مانده بین دیگر کشورها تقسیم میشود. محصولات اصلی غذایی ارگانیک شامل غلات و میوه و سبزیجات و گوشت و محصولات لبنی است، اما تقاضا برای کالاهای ارگانیک دیگر مانند شکر و قهوه و مشتقات انگور نیز در حال افزایش است.

دولتهایی که از دانشمندان و محققین کشاورزی به صورت تخصصی مشاوره میگیرند، به معضل سبک کشاورزی رایج و ضرورت انجام فعالیت های ارگانیک پی برده اند. این موضوع منجر به اتخاذ سیاست ها و اقدامات عملی جهت ورود به بازار و دستیابی به نتایج زیست محیطی مفید کشاورزی ارگانیک شده است. مناطق متعددی وجود دارد که سیاست ها و حمایت های دولتی توانایی تأثیرگذاری بر موفقیت و یا عدم موفقیت تولید محصولات ارگانیک در آن مناطق را دارند. این مناطق در افزایش سطح زیر کشت محصولات ارگانیک و افزایش فعالیت های جنبش ارگانیک که نیازمند حمایت های مالی بیشتری هستند تاثیر گذارند. نقش کلیدی سیاست در بسیاری از دولتها شامل تعریف کشاورزی ارگانیک در قانون و ایجاد ساز و کارهای اجرایی با استفاده از آژانس های غیردولتی صدور گواهینامه ارگانیک است. نمونه هایی از این قوانین مانند NOP در ایالات متحده آمریکا و قوانین 1991/2092 برای تولید محصول کشاورزی ارگانیک و 1999/1804 برای تولید دام ارگانیک در اتحادیه اروپا به تصویب رسیده است. اجرای این قوانین اغلب جهت حفاظت از مصرف کنندگان صورت گرفته است. نقش دوم بسیاری از دولت ها شامل تامین یارانه مستقیم برای تبدیل کشاورزی مرسوم و در برخی موارد تولید مداوم محصولات ارگانیک است. کاربرد ابزاری پرداخت یارانه نقدی برای استفاده معیاری خاص در کشاورزی، یک روند معمول در بسیاری از کشورهاست. از این روش بویژه در اروپا برای ایجاد انگیزه در کشاورزان جهت تبدیل کشاورزی مرسوم به کشاورزی ارگانیک استفاده میگردد. اگر چه پیشرفت های کشاورزی ارگانیک در زمینه های محیط زیست و سلامتی افراد و… مشخص شده است و انتظار میرود ابعاد دیگر آن نیز در آینده بیان گردد؛ اما مشخص نیست که آیا پرداخت های مستقیم مانند یارانه نقدی به عنوان کارآمدترین ابزار جهت بهبود عملکرد زیست محیطی کشاورزان و تداوم فعالیت های ارگانیک در دراز مدت روش موثری است یا خیر؟

تعداد مزارع با مدیریت ارگانیک در برخی کشورها به صورت زیر است: 1) مکزیک 53577 مزرعه 2) ایتالیا 49489 مزرعه 3) اندونزی 45000 مزرعه 4) اوگاندا 33900 مزرعه 5) تانزانیا 26986 مزرعه 6) پرو 23057 مزرعه 7) برزیل 19003 مزرعه 8) اتریش 18576 مزرعه 9) ترکیه 18385 مزرعه 10) اسپانیا 17751 مزرعه.

 

برخی سیاست های دولتی در حوزه کشاورزی ارگانیک و سرعت بخشیدن به جنبش ارگانیک به صورت زیر است:

  1. ارائه چارچوب های نظارتی از جمله فرایندهای بررسی محصولات
  2. پرداخت مستقیم یارانه نقدی برای تبدیل سبک رایج کشاورزی
  3. تسهیل ورود محصولات ارگانیک به بازارهای داخلی و خارجی
  4. حمایت های مالی و فعالیت های آموزشی
  5. توسعه علمی و فعالیتهای منطقه ای
  6. مجازات برای ورودی های مضر زیست محیطی مانند آلودگی ناشی از کاربرد مواد شیمیایی
  7. رفع موانع تولید محصول ارگانیک مانند ضوابط زیاد و دست و پاگیر غیرضروری

 

اجرای صحیح و قانونمند سیاست های موثر بر روند تولید محصولات ارگانیک توسط دولت ها، کشاورزی ارگانیک را به عنوان راه حلی برای کاهش معضلات کشاورزی مرسوم مطرح کرده است. در کشور انگلستان، وزارت غذا و محیط زیست و امور روستایی – Defra – اقداماتی را در راستای اطمینان از رشد پایدار و استراتژیک تولید مواد غذایی ارگانیک انجام داده است.

در حال حاضر و به دلیل اقدامات گسترده فعالین، جنبش ارگانیک و به عبارت دیگر کشاورزی ارگانیک توسط مردم و دولت ها به عنوان یک جایگزین معتبر برای کشاورزی معمول و مرسوم شناخته شده و منبع ایده ها و رویکردهایی به شمار میرود که کشاورزی متعارف میتواند برای پایدار شدن به آنها تکیه کند. روند رسیدن به این موقعیت منجر به تغییر در برخی از شیوه های کشاورزی متعارف کشاورزی شده است که در مقابل اصول ارگانیک قرار دارند.

اشتراک گذاری

در دهه 1980 رشد کشاورزی ارگانیک فراتر از کشورهای صنعتی اروپای غربی و آمریکای شمالی، در بخشهایی از اقیانوسیه و آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی و همچنین آسیا و آفریقا رخ داد. سیستم کشاورزی در بسیاری از این مناطق کشاورزی بومی بود که می توانست به راحتی با کشاورزی ارگانیک سازگار و منطبق شود. درآمد حاصل از صادرات محصولات ارگانیک قابل توجه بود و اشتغال ایجاد شده بواسطه اقدامات ارگانیک منجر به حمایت بیشتر دولت ها و سازمان های کمک رسان به کشاورزی ارگانیک و جهانی شدن کشاورزی ارگانیک گردید. مستقل از اجرای کشاورزی صنعتی و کشاورزی ارگانیک در برخی مناطق به صورت بومی نوعی کشاورزی رایج اجرا میشود که به مفاهیم کشاورزی ارگانیک نزدیک بوده و به خودی خود ارزشمند است. در مناطقی که گزینه های پیش روی کشاورزان به دلیل بزرگتر شدن بازار فروش در حال تغییر باشد، ترکیبی از روشهای کشاورزی رایج و کشاورزی ارگانیک میتواند جایگزین مناسبی تلقی شود. برخی از انگیزه ها و محدودیت های کشاورزانی که از سیستم کشاورزی ارگانیک در کشورهای کمتر توسعه یافته استفاده میکنند به تفکیک ارائه شده است:

 

انگیزه ها:

رهایی از انقلاب سبز به دلیل عدم دسترسی یا هزینه بالای تکنولوژی های آن

ارزش قائل شدن سیستم کشاورزی ارگانیک برای کشاورزی بومی و محلی

تاثیر مثبت جنبش های زیست محیطی و توسعه بر کشت و کار محصولات مختلف کشاورزی

ایجاد فرصت برای ورود بهتر به بازار

 

محدودیت ها:

کمبود دانش در مورد کشاورزی ارگانیک

عدم حمایت اقتصادی و سیاسی گسترده و قابل قبول از کشاورزی ارگانیک

فشارهای اجتماعی

هزینه بالای صدور گواهینامه ارگانیک

سطح سواد پائین در مناطق روستایی

عدم آزاد سازی تجارت در برخی کشورها و جلوگیری از توسعه صادرات ارگانیک

 

اصول و شیوه اجرای سیستم کشاورزی مرسوم در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی در جهت توسعه علم کشاورزی در طول سالها به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است. کشاورزی ارگانیک با تاکید بر توانایی فرآیندهای بیولوژیکی و زیست محیطی در جهت استفاده از منابع موجود و ایجاد تجارت محلی محصولات ارگانیک با در نظر گرفتن تبعات اجتماعی و اقتصادی آن در حال گسترش است. افزایش سطح زیر کشت و تعداد زمین های گواهی شده ارگانیک در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی منجر به افزایش صادرات محصولات ارگانیک از این مناطق شده است. با این حال، محدودیت های اجتماعی و اقتصادی مانند فقر و مالکیت زمین های کشاورزی همواره فرآیند پذیرش و تطبیق کشاورزی رایج با کشاورزی ارگانیک را با مشکل مواجه ساخته است.

گسترش کشاورزی ارگانیک در سایر کشورها نیز به سرعت در حال وقوع است به طور مثال آرژانتین در سال 2004 دارای 3 میلیون هکتار زمین کشاورزی با تولید ارگانیک بوده که 74% این سطح زیر کشت مربوط به 5% کشاورزان آرژانتین بود. کشور آرژانتین با تنوع در محصولات کشاورزی اصلاح شده ژنتیکی بعد از ایالات متحده آمریکا دارای دومین سطح زیر کشت این محصولات در جهان است. مکزیک نیز مانند آرژانتین اکثر محصولات ارگانیک خود مانند کاکائو و قند و قهوه را صادر میکند، اما 70% محصولات ارگانیک صادر شده از این کشور شامل قهوه است.

از دهه 1980 جنبش ارگانیک آرژانتین با انجام فرایندهای صدور گواهینامه ارگانیک به صورت رسمی توانست ارتباطات موثری جهت صادرات و حمایت و پشتیبانی دولت دریافت نماید. تجارت محصولات ارگانیک در دهه های 1980 و 1990 با کمک برخی از دولت ها و ایجاد بستر مناسب برای دسترسی آسان به بازار ایالات متحده آمریکا گسترش یافت. با این حال تولیدکنندگان ارگانیک در مکزیک هنوز در بخش صدور گواهینامه ارگانیک برای صادرات محصولات ارگانیک خود به دیگر کشورها متکی هستند و از فقدان حمایت دولت برای توسعه بازار و وابستگی به شرکت های خارجی برای بازاریابی محصولات ارگانیک رنج میبرند. این مشکلات جهانی شدن کشاورزی ارگانیک در مکزیک را دچار مشکلات متعددی نموده است.

توقف پرداخت یارانه برای تامین مواد معدنی معمول در کوبا در سال 1990 باعث ایجاد تحول عظیمی در بازار کشاورزی این کشور شد. این مسئله باعث اجبار کشاورزان جهت یافتن منابع جدید مواد خام و ساخت بازارهای جایگزین گردید. با اینحال کوبا برنامه های متعددی را برای ترویج کشاورزی ارگانیک از جمله بهره برداری از عوامل کنترل بیولوژیکی و تولید کود کمپوست و بازسازی مزارع و انجام آموزش و صدور گواهینامه ارگانیک در دستور کار قرار داد. اما کوبا هیچگاه به طور کامل از کشاورزی متداول و رایج و تمرکز بر صادرات محصولات آنها فاصله نگرفت. شاید بتوان گفت کوبا محصولات فعلی را قربانی جهانی شدن کشاورزی ارگانیک نکرده است.

در آسیا نیز سیستم های کشاورزی ارگانیک توسعه یافتند. از چند قرن پیش در هندوستان اصول و شیوه کشاورزی ارگانیک با جزئیات فراوان تدوین شده است که این دانش بومی هنوز در بخش هایی از هند مورد استفاده قرار میگیرد. نزدیکی این علم کهن کشاورزی به مفاهیم فعلی کشاورزی ارگانیک این قابلیت را ایجاد نموده است تا سیستم کشت کشاورزان بومی به کشاورزی ارگانیک به راحتی قابل تبدیل باشد. دو جنبه بسیار ارزشمند کشاورزی که از دیرباز توسط جنبش ارگانیک نادیده گرفته شده است شامل آکواکالچر – aquaculture – و ماریکالچر – mariculture – با هدف پرورش حیوانات آبزی و کشت گیاهان آبزی برای تولید مواد غذایی است. با این حال در آسیا برخی از کشاورزان اکولوژیک دارای دانش گسترده ای در مورد این موضوعات هستند که میتوانند به راحتی با روش های کشاورزی ارگانیک مطابقت داشته باشد. در دهه 1980 چین دچار تحولات بزرگی در زمینه تحقیق و تولید محصولات ارگانیک شد. تا سال 1990 چین با محصول چای توسط یک آژانس خارجی وارد بازار بین المللی ارگانیک شده بود. در سال 1994 مرکز توسعه مواد غذایی ارگانیک در چین تأسیس شد و توانست طی یکسال مجموعه ای از استانداردهای ارگانیک را به صورت ملی منتشر نماید. توسعه کشاورزی ارگانیک در بیشتر کشورها از پائین به بالا بوده است بدین مفهوم که ابتدا کشاورزان پیشرو اقدام به اجرای قوانین و اصول کشاورزی ارگانیک نمودند و این موضوع بعدها توسط دولت ها حمایت شده است.

بسیاری از مناطق آفریقا هنوز دارای فقر شدید و شرایط بسیار سختی برای تولید محصولات کشاورزی هستند. با این وجود، کشاورزی ارگانیک در چند کشور آفریقایی به تصویب رسیده است. در کنیا موسسه کشاورزی ارگانیک در سال 1987 تاسیس شد. این موسسه توانست بدون هیچ حمایت دولتی اطلاعات مربوط به روش های کشاورزی ارگانیک را به کشاورزان علاقمند منتقل کند. کنیا اکنون دارای بیشترین تعداد عضو IFOAM در بین کشورهای آفریقایی است. کشورهای دیگر قاره آفریقا مانند سنگال و بورکینافاسو نیز چنین سازمان های غیردولتی را تاسیس کردند. این سازمانها استانداردهای صدور گواهینامه ارگانیک به صورت محلی را جهت کاهش هزینه صدور گواهینامه ارگانیک خارجی و آموزش در زمینه فراوری و برچسب گذاری و بسته بندی و ذخیره محصولات ارگانیک و همچنین ایجاد بازارهای محلی فروش محصولات ارگانیک را پایه گذاری کرده اند.

سطح زیر کشت محصولات ارگانیک و در نتیجه جهانی شدن کشاورزی ارگانیک از آغاز این سیستم کشاورزی همواره روند صعودی داشته است. هم اکنون استرالیا بیش از 10 میلیون هکتار و آرژانتین بیش از 3 میلیون هکتار زمین کشاورزی ارگانیک را در جهان دارند. بخش بزرگی از زمین های ارگانیک این کشورها برای کشت گسترده با ورودی کم و در مزارع شخصی واقع شده است. سطح بالایی از پذیرش کشاورزی ارگانیک توسط تولید کنندگان گاو شیری در این کشورها نشان میدهد که تولید شیر ارگانیک از نظر فنی به آسانی قابل اجرا و پیاده سازی است. هم اکنون استرالیا و آرژانتین دارای بازارهای صادراتی بسیار خوبی برای محصولات ارگانیک هستند. بنابراین دور از ذهن است که اختلاف در وسعت و دسترسی به بازار را جزء عوامل مهم برای تولید محصولات ارگانیک قرار دهیم.

اشتراک گذاری

اقدامات افرادی همچون هاوارد و مک کریسون سبب همفکری و همکاری بیشتر بین پیشگامان ارگانیک و علاقمندان به مفاهیم ارگانیک در سایر نقاط جهان و گسترش کشاورزی ارگانیک گردید. موج دوم علاقمندان به جنبش ارگانیک گسترش یافت و سبب ایجاد انجمن هایی مانند موسسه رودال در ایالات متحده آمریکا، موسسه خاک و بهداشت در نیوزیلند و انجمن خاک در انگلستان گردید. اولین بار اصطلاح ارگانیک در سال 1940 در رابطه با کشاورزی مطرح و مورد استفاده قرار گرفت.

در انگلستان آزمایشاتی بر روی مقایسه تولیدات ارگانیک و غیرارگانیک توسط بالفور صورت گرفت. در سوئیس محققانی به نامهای هانس و ماریا مولر پیشگام استفاده از تکنیک کشاورزی ارگانیک بودند. مولر و استینر در سال 1950 علم زیست شناسی را در کشاورزی توسعه دادند. پس از آن هانس که یک میکروبیولوژیست شناخته شده و یک پزشک متبحر بود کتابی را با مفهوم ارتباط میکروبیولوژی و باروری خاک منتشر کرد. این اقدام سبب ایجاد علامت تجاری بیولند – Bioland – گردید که در حال حاضر بزرگترین مرکز صدور گواهینامه محصولات ارگانیک در آلمان به شمار میرود.

در اواخر دهه 1930 در ایالات متحده آمریکا محققی به نام رودال به کشاورزی ارگانیک علاقمند شد. وی در تحقیقات اولیه خود به اهمیت بازگرداندن منابع و حفاظت از سلامت طبیعی خاک جهت حفظ و بهبود سلامت انسان پی برد. این تحقیقات باعث تاسیس بنیاد خاك و بهداشت در سال 1947 توسط وی گردید كه بعدها به موسسه رودال – Rodale – تبدیل شد. انتشار گسترده نشریاتی که موضوع بهداشت و کشاورزی و باغبانی را از منظر ارگانیک بررسی کرده بودند توسط موسسه رودال به صورت مستمر انجام میشد. پیام همیشگی این نشریات “خاک سالم، برای غذای سالم، برای افراد سالم” بود.

در راستای توسعه مفهوم ارگانیک اقدامات مشابهی نیز در ژاپن صورت گرفت. در سال 1936 فردی به نام موکیچی اوکادا به صورت مستقل تحقیقات خود را پیرامون کشاورزی با دیدگاه معنوی آغاز نمود. این کار شباهت زیادی به کشاورزی بیودینامیکی استینر داشت. در ادامه فعالیت علاقمندان به کشاورزی ارگانیک سازمان سکای کیوسی کیو – Sekai Kyusei Kyo – تاسیس شد که همچنان با هدف ارتقاء مفهوم کشاورزی طبیعی در جنوب شرق آسیا فعالیت خود را ادامه میدهد. گروه دیگری از فعالین در بخش کشاورزی ارگانیک در سال 1980 با هدف اثبات اعتبار علمی روشهای کشاورزی ارگانیک پژوهش هایی را آغاز نمودند که سرعت گسترش کشاورزی ارگانیک را افزایش دادند.

فعالین پیشگام در کشاورزی ارگانیک یک چشم انداز جهانی را با دیدگاه محیط زیست و اجتماع پیگیری میکنند. با این حال انحرافات و فشارهایی جهت نیل برخی افراد برای سیاسی نمودن و تخریب فعالیت های علمی کشاورزی ارگانیک از دیرباز مشاهده شده است. انتشار کتابی با عنوان “بهار خاموش” توسط کارسون در سال 1962 نقطه عطفی برای آغاز فعالیت های مدرن ارگانیک و محیط زیست محسوب میشود. این کتاب چشم جهانیان را به آسیب هایی که آفت کش ها و سموم دیگر به محیط زیست وارد میکنند، باز نمود. انتشار گسترده این کتاب آغازگر جنگ علمی کشاورزی ارگانیک با کشاورزی صنعتی به شمار میرود.

در دهه 1970 گسترش مفاهیم مرتبط با کشاورزی ارگانیک منجر به تقویت بیشتر سازمان های فعال در این زمینه و صدور گواهینامه ارگانیک برای فعالیت ها و محصولات ارگانیک کشاورزی و گسترش کشاورزی ارگانیک شد. گرچه علاقمندی به کشاورزی ارگانیک رو به رشد بود اما این علاقمندی خارج از کشاورزی رایج و سیاست های ملی صورت میگرفت که همواره کشمکش هایی را نیز به دنبال داشت.

شاید بتوان مهمترین کمک به فعالیت های ارگانیک را تاسیس فدراسیون بین المللی کشاورزی ارگانیک – IFOAM – در سال 1972 دانست که تاکنون به صورت یک سازمان غیردولتی ارگانیک در سطح جهانی به فعالیت خود ادامه میدهد. مأموریت IFOAM رهبری و متحد کردن افراد و کمک به جنبش جهانی ارگانیک است. هدف اصلی IFOAM شامل این موارد است: 1) ارائه اطلاعات معتبر در مورد کشاورزی ارگانیک و ترویج کاربرد آن به همراه تبادل دانش بین اعضا و علاقمندان 2) نماینده فعالین بخش ارگانیک در انجمن های فعال در سیاست گذاری های بین المللی 3) تلاش جهت تضمین کیفیت بین المللی محصولات ارگانیک 4) تنظیم استانداردهای بین المللی ارگانیک و صدور گواهینامه ارگانیک و ممیزی سازمان های صدور گواهی 5) ایجاد دستورالعمل برای فعالیتهای ارگانیک در سطوح مختلف.

رشد انفجاری و گسترش کشاورزی ارگانیک در دهه 1980 اتفاق افتاد به صورتی که به دلیل کثرت فعالیت ها در این زمینه، بسیاری از آنها در کنترل جنبش ارگانیک قرار نداشتند. افزایش ثروت و درآمدزایی کشاورزی ارگانیک در کشورهای توسعه یافته منجر به شناخت بیشتر مفاهیم ارگانیک و در نتیجه توسعه پذیرش اجتماعی مواد غذایی ارگانیک در میان مردم شد.

اشتراک گذاری

اجرای برخی از شیوه های کشاورزی ارگانیک توسط کشاورزان تنها بدون کاربرد کود شیمیایی و فرایند بیوشیمی و در برخی موارد حتی مکانیزاسیون فراهم است. بدون استفاده از چنین فناوری هایی کشاورزان ناگزیر به استفاده از سیستم های بیولوژیکی و زیست محیطی مختلف در مزارع ارگانیک هستند. به عنوان مثال، با پذیرش این شرایط تنها منبع کود برای جایگزینی مواد مغذی در زمین های ارگانیک، کود گیاهی و کود حیوانی و کود انسانی است. بدون شک ناتوانی در حفظ چرخه های زیستی طبیعی در تولید محصولات کشاورزی رایج سبب ایجاد مشکلات فراوانی در محیط زیست شده است. با چنین دیدگاهی کشاورزی ارگانیک یک سیستم کشاورزی اصیل خوانده میشود و کشاورزی صنعتی معادل کشاورزی متعارف یا کشاورزی رایج است. اساس تقسیم بندی بین کشاورزی صنعتی و کشاورزی ارگانیک و در واقع آغاز کشاورزی ارگانیک به قرن نوزدهم میلادی میرسد. هامفری دیوی و جاستوس فون لیبیگ بنیانگذاران اصلی این نظریه بودند و ایده های خود را پیرامون عناصر شیمیایی در کشاورزی و شیمی آلی و کاربرد آن در فیزیولوژی کشاورزی منتشر کردند. استدلال آنها این بود که کودهای معدنی غیرارگانیک میتوانند جایگزین کودهای دیگر شده و کشاورزی را به یک علم تبدیل کنند و از این طریق تولید و بهره وری را افزایش دهند. انقلاب کشاورزی در دهه 1840 آغاز شد که با تولید اولین کودهای معدنی با مقاصد تجاری همراه بود. اولین سیستم صدور گواهینامه ارگانیک و برچسب زدن “Demeter” در سال 1924 به اجرا گذاشته شد.

آغاز کشاورزی ارگانیک با انجام تحقیقات و آزمایشات متعدد در کشورهای مختلف رقم خورد. با گذشت زمان، یکی از دانشمندان برجسته به نام رابرت مک کریسون، تحقیق مفصلی در مورد نیرومندی افراد جنگجوی هندوستان و اینکه چرا بیماریهای شایعی نداشتند انجام داد. او سلامت را به عنوان یک مفهوم مثبت در حیات و فقدان بیماری معرفی نمود. وی دریافت سلامت جسمی افراد جنگجو به دلیل رژیم غذایی سالم آنهاست که شامل استفاده از گیاهان و دانه های تازه با مقادیر متوسطی گوشت در زمین هایی بود که کودها به آنها بازگردانده شده است. به دنبال این مسئله آزمایش غذایی بر روی موش ها بر اساس تغذیه یک گروه با رژیم غذایی مردم هندوستان و گروه دیگر با رژیم غذایی مردم فقیر بریتانیا آغاز شد. موش های رژیم هند رشد مناسب داشته و در سلامت بودند در حالی که گروه دیگر متحمل رنج های بسیار شده در نهایت بیمار میشدند. این موضوع مک کریسون را به این باور رساند که اهمیت رژیم غذایی سالمی که از خاک پر از کود و سایر مواد آلی به دست آمده است را بر همگان آشکار سازد. شروع و گسترش فعالیتهای ارگانیک در قرن گذشته در کشورهای متعدد منجر به آغاز کشاورزی ارگانیک و گسترش مفاهیم این علم شد.

آلبرت هاوارد دانشمند بسیار توانمندی بود که در دهه 1920 در یک موسسه تحقیقاتی کشاورزی فعالیت داشت. وظیفه هاوارد شامل طیف گسترده ای از فعالیت ها مانند برنامه اصلاح نباتات و بررسی اثرات آن بر سلامت حیوانات مزرعه بود. این موضوع باعث شد او به روابط پیوسته ای که بین سلامت خاک و گیاه و حیوانات تغذیه شده توسط این خاک وجود دارد، پی ببرد.

اشتراک گذاری

اصطلاح ارگانیک در رابطه با کشاورزی اولین بار توسط نورسبورن در سال 1940 مورد استفاده قرار گرفت. وی در کتابی با عنوان “چشم انداز سرزمین” برای تعریف کشاورزی ارگانیک اینطور نوشت: “مزرعه به خودی خود باید دارای تمامیت بیولوژیکی بوده و یک موجود زنده در نظر گرفته شود و باید واحدی باشد که درون آن زندگی ارگانیک متعادلی وجود دارد”. واضح است که نورسبورن اشاره ای به ورودی های آلی مانند کمپوست نداشته، بلکه مدیریت یک مزرعه را به عنوان مفهوم مدیریت سیستم یکپارچه مد نظر داشته است.

کاربرد ارگانیک در رابطه با تولید محصولات کشاورزی و مواد غذایی به طور قانونی در برخی از کشورها دچار محدودیت هایی است و برخی از سازمان های صدور گواهینامه های ارگانیک در رعایت قواعد و اصول جهت صدور این گواهی ها دقیق تر از دیگران عمل میکنند. بسیاری از کشاورزان در کشورهای کمتر توسعه یافته ممکن است به طور پیش فرض و معمول بر اساس روش های سنتی تولید خود، کشاورزی ارگانیک را اداره کنند. با این حال، ارائه یک تعریف کلی از کشاورزی ارگانیک به منظور نشان دادن خلاصه آنچه که سیستم های تولید برای رسیدن به آن نیازمند طراحی مجدد هستند، میتواند مفید باشد.

کشاورزی ارگانیک یک سیستم مدیریت تولید جامع است که سلامت کشاورزی و اکوسیستم از جمله تنوع زیستی و چرخه ها و فعالیت های بیولوژیکی را گسترش میدهد. تأکید کشاورزی ارگانیک بر مدیریت مزرعه با اولویت استفاده از ورودی های داخلی مزرعه بر اساس شرایط منطقه ای و نیاز به سیستم های سازگار با محیط زیست است که این کار با استفاده از انواع مختلف روش های زراعی و بیولوژیکی و مکانیکی به جای استفاده از مواد مصنوعی برای انجام هر گونه اقدام خاص در داخل سیستم صورت میگیرد.

امروزه اصطلاح کشاورزی ارگانیک گسترش زیادی یافته تا زنجیره تامین آلی و بیودینامیکی از آغاز تا انتها و همچنین جنبه های فرهنگی و اجتماعی آن را علاوه بر جنبه های تولیدی در مزرعه شامل شود. در نظر گرفتن نقش اجتماعی و سیاسی برای کشاورزی ارگانیک نشان میدهد که این موضوع بسیار گسترده تر از یک صنعت است.

استانداردهای ارگانیک ثابت نیستند و تجدید نظر در استانداردهای صدور گواهینامه ارگانیک هر چند سال یک بار اتفاق می افتد. مراجع صدور گواهینامه ارگانیک دارای کمیته هایی جهت بررسی مجوز هستند که موارد جدید از جمله ورودی های مجاز یا تکنیک های تولید و فراوری جدید مجاز برای استفاده را اعلام میکند.

کشاورزی متعارف اشاره به روش های استاندارد و رو به رشد کشاورزی است که اکثراً مورد تحقیق و آزمایش قرار گرفته و توسط کشاورزان و تولید کنندگان در سراسر جهان انجام میشوند. در کشاورزی متعارف جز مواردی که در قانون منعی وجود داشته باشد، هیچ محدودیتی در مدیریت نیست. کاربرد کلمه ارگانیک از دهه 1960 به بعد فراگیر شد. لازم به یادآوری است که، کشاورزی متعارف برخی استراتژی های مدیریت تنوع زیستی در کشاورزی ارگانیک را نیز پوشش میدهد. برای مثال، در کشاورزی متعارف برای رشد یک گیاه دانه ای ممکن است از کود معدنی و یا کود سبز جهت مدیریت مزرعه استفاده شود.

اشتراک گذاری

برای اطمینان از این که کشاورزی ارگانیک پاسخگوی مسئله پایداری در محیط زیست است، بهتر است شرایط کشاورزی ارگانیک با عوامل منطقه ای و اجتماعی و جغرافیایی و اقلیمی مطابقت داده شود. شکل فعلی اجرای کشاورزی ارگانیک در اروپا لزوماً مناسب ترین روش برای دیگر کشورها نیست. برای هر مکانی که در کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد، اصول کشاورزی ارگانیک راهنمای تطبیق فعالیت های ارگانیک به شمار میروند. به عنوان مثال مکان هایی وجود دارند که برخی محصولات را نمیتوان با استفاده از دامنه فعلی کاربرد روش های ارگانیک به طور پایدار و اقتصادی تولید نمود. لازم است همانطور که در مورد عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و اقتصادی ارگانیک بودن کشاورزی تصمیم گیری میشود، تصمیماتی نیز در مورد چشم انداز و محدودیت های کشاورزی ارگانیک و الزامات عمومی آن صورت پذیرد.

سیستم هایی با ورودی کم در نقاط دور افتاده با محیط های حاشیه ای مانند چراگاه مراتع نیز جهت اجرای اقدامات ارگانیک مناسب هستند. اقدامات مشابه با آنچه که در اروپا صورت میگیرد، میتواند در توسعه کشاورزی ارگانیک موثر باشد اما اتخاذ تصمیمات باید به صورت محلی و منطقه ای انجام شود. به طور مثال شرایط کشاورزی در استرالیا به دلیل بارش های غیر قابل اعتماد و پراکنده و نوع خاک بسیار متفاوت از شرایط کشاورزی در اروپا می باشد. تولید محصولات ارگانیک نیازمند آزمایشات متعدد در زمینه های مختلف است زیرا شرایط محیطی در همه قسمت های یک منطقه نیز یکسان نیست. لذا مسئله پایداری باید با توجه به نوع مزرعه و تولیدات آن و سایر شرایط موثر بر تولید محصول مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

در بسیاری از کشورها، اجرای کشاورزی ارگانیک بر روند کشت و کار و تولید و عرضه مواد غذایی اثر گذار بوده است. ایجاد بازارچه های عرضه مسقیم محصولات به مصرف کننده نهایی از جمله تغییرات مهم در این زمینه محسوب میشود. انجام چنین استراتژی هایی در کشاورزی پایدار بستگی زیادی به شرایط محلی و اجتماعی و زراعی دارد. چنین اقداماتی منجر به ایجاد شرکت های سودآوری پیرامون موضوعات پایداری کشاورزی و پایداری محیط زیست در سراسر جهان شده است که تضمین کننده اجرای صحیح و کامل قواعد کشاورزی پایدار خواهند بود.

کشاورزی ارگانیک تنها بخش کوچکی از دنیای کشاورزی را به خود اختصاص داده است و بخش کوچکی از سیستم جهانی اقتصادی و اجتماعی و ارزش های فرهنگی را شامل میشود. در نتیجه در حال حاضر ظرفیت کشاورزی ارگانیک برای تأثیرگذاری به عنوان یک تجارت بین المللی و اتخاذ تصمیمات در زمینه سیاست های زراعی بسیار محدود است. با توجه به موفقیت های ارگانیک، علیرغم رشد چشمگیری که از دهه 1990 تا کنون داشته است، کشاورزی ارگانیک تنها درصد کمی از تولیدات تجاری کشاورزی در دنیا را تشکیل میدهد.

اشتراک گذاری

مهمترین فاکتوری که کشاورزی ارگانیک را قادر میسازد تا به تامین امنیت غذایی جوامع بشری کمک کند، نگرش تصمیم گیرندگان موثر در حوزه پایداری کشاورزی است. کشاورزی ارگانیک باید با ذهن باز مورد بحث قرار گیرد و مزایا و معایب آن به وضوح بیان شود تا منجر به اتخاذ تصمیمات صحیح گردد.

به دست آوردن غذا و پارچه و دیگر منابع از گیاهان و حیوانات در جوامع بشری از زمانی که انسان شکارچی بوده تا جوامع زراعت محور همواره اهمیت زیادی داشته است. متاسفانه امروزه با افزایش تولیدات کشاورزی اثرات منفی آن بر منابع طبیعی نیز افزایش یافته است. آسیب های زیست محیطی ناشی از کشاورزی غیراصولی و لزوم بازنگری در سیستم فعلی کشاورزی بر کسی پوشیده نیست. از جمله این آسیب ها میتوان به آلودگی هوا با گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن و متان و اکسید نیتروژن – تخریب زمین جهت ایجاد شرایط کشاورزی زراعی و باغی – کشت در زمین های شیب دار و دارای شوری – آلودگی آب های زیر زمینی به دلیل استفاده نامناسب از انواع مختلف کود و آفتکش – تخلیه و برداشت بی رویه از تالاب ها و از بین رفتن تنوع زیستی و در کل زوال و نابودی محیط زیست اشاره نمود. در کنترل علف هرز توجه زیادی به علفکش ها معطوف گشته است اما این امر به کاهش طولانی مدت جمعیت علف هرز کمک موثری نمیکند. کشاورزان در عمل وابسته به علفکش ها هستند، زیرا مقاومت فراوانی در گونه های مختلف علف های هرز ظاهر شده است که کنترل آنها را بدون استفاده از علفکش دشوار میسازد.
اگرچه وسعت این خسارت ممکن است توسط برخی افراد مورد انکار واقع شود، اما جدیت در اجرای خط مشی کشاورزی ارگانیک و کشاورزی پایدار این آسیب ها را به صورت چشمگیری کاهش داده است و مزایای مالی حاصل شده و اثربخشی آن در بهره وری بیشتر از محیط زیست تائید شده است. کلیه تصمیمات اخذ شده در کشاورزی پایدار جهت بهبود پایداری محیط بوده است. به طور مثال افزایش کاربرد سموم دفع آفات مانند متیل برومید با مجازات های مالی برای تولید بیشتر آن و مجازات برای آلودگی آب و تأمین هزینه های تحقیقات در زمینه بهبود روشهای استفاده از انواع مختلف کود و فناوری های کاهش تلفات همراه است. چنین تصمیماتی منجر به ایجاد استراتژی هایی میشود که با پایداری محیط در دراز مدت ارتباط مستقیم دارد. سیستم مدیریت زیست محیطی – Environmental Management Systems – که به اختصار EMS گفته میشود در رابطه اندازه گیری میزان کارایی استراتژی های مرتبط با پایداری در کشاورزی توسط کشاورزان و دولت ها مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر EMS به دلیل جدید بودن دارای محدودیت های متعددی مانند اعتبار، پیچیدگی کاربرد، ایجاد ریسک مالی و جمع آوری شواهد پراکنده جهت بهبود محیط زیست است.

اشتراک گذاری

 استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع و لینک فعال به سایت بلامانع است

راه های ارتباطی