تنوع زیستی

اصطلاح ارگانیک در رابطه با کشاورزی اولین بار توسط نورسبورن در سال 1940 مورد استفاده قرار گرفت. وی در کتابی با عنوان “چشم انداز سرزمین” برای تعریف کشاورزی ارگانیک اینطور نوشت: “مزرعه به خودی خود باید دارای تمامیت بیولوژیکی بوده و یک موجود زنده در نظر گرفته شود و باید واحدی باشد که درون آن زندگی ارگانیک متعادلی وجود دارد”. واضح است که نورسبورن اشاره ای به ورودی های آلی مانند کمپوست نداشته، بلکه مدیریت یک مزرعه را به عنوان مفهوم مدیریت سیستم یکپارچه مد نظر داشته است.

کاربرد ارگانیک در رابطه با تولید محصولات کشاورزی و مواد غذایی به طور قانونی در برخی از کشورها دچار محدودیت هایی است و برخی از سازمان های صدور گواهینامه های ارگانیک در رعایت قواعد و اصول جهت صدور این گواهی ها دقیق تر از دیگران عمل میکنند. بسیاری از کشاورزان در کشورهای کمتر توسعه یافته ممکن است به طور پیش فرض و معمول بر اساس روش های سنتی تولید خود، کشاورزی ارگانیک را اداره کنند. با این حال، ارائه یک تعریف کلی از کشاورزی ارگانیک به منظور نشان دادن خلاصه آنچه که سیستم های تولید برای رسیدن به آن نیازمند طراحی مجدد هستند، میتواند مفید باشد.

کشاورزی ارگانیک یک سیستم مدیریت تولید جامع است که سلامت کشاورزی و اکوسیستم از جمله تنوع زیستی و چرخه ها و فعالیت های بیولوژیکی را گسترش میدهد. تأکید کشاورزی ارگانیک بر مدیریت مزرعه با اولویت استفاده از ورودی های داخلی مزرعه بر اساس شرایط منطقه ای و نیاز به سیستم های سازگار با محیط زیست است که این کار با استفاده از انواع مختلف روش های زراعی و بیولوژیکی و مکانیکی به جای استفاده از مواد مصنوعی برای انجام هر گونه اقدام خاص در داخل سیستم صورت میگیرد.

امروزه اصطلاح کشاورزی ارگانیک گسترش زیادی یافته تا زنجیره تامین آلی و بیودینامیکی از آغاز تا انتها و همچنین جنبه های فرهنگی و اجتماعی آن را علاوه بر جنبه های تولیدی در مزرعه شامل شود. در نظر گرفتن نقش اجتماعی و سیاسی برای کشاورزی ارگانیک نشان میدهد که این موضوع بسیار گسترده تر از یک صنعت است.

استانداردهای ارگانیک ثابت نیستند و تجدید نظر در استانداردهای صدور گواهینامه ارگانیک هر چند سال یک بار اتفاق می افتد. مراجع صدور گواهینامه ارگانیک دارای کمیته هایی جهت بررسی مجوز هستند که موارد جدید از جمله ورودی های مجاز یا تکنیک های تولید و فراوری جدید مجاز برای استفاده را اعلام میکند.

کشاورزی متعارف اشاره به روش های استاندارد و رو به رشد کشاورزی است که اکثراً مورد تحقیق و آزمایش قرار گرفته و توسط کشاورزان و تولید کنندگان در سراسر جهان انجام میشوند. در کشاورزی متعارف جز مواردی که در قانون منعی وجود داشته باشد، هیچ محدودیتی در مدیریت نیست. کاربرد کلمه ارگانیک از دهه 1960 به بعد فراگیر شد. لازم به یادآوری است که، کشاورزی متعارف برخی استراتژی های مدیریت تنوع زیستی در کشاورزی ارگانیک را نیز پوشش میدهد. برای مثال، در کشاورزی متعارف برای رشد یک گیاه دانه ای ممکن است از کود معدنی و یا کود سبز جهت مدیریت مزرعه استفاده شود.

اشتراک گذاری

مهمترین فاکتوری که کشاورزی ارگانیک را قادر میسازد تا به تامین امنیت غذایی جوامع بشری کمک کند، نگرش تصمیم گیرندگان موثر در حوزه پایداری کشاورزی است. کشاورزی ارگانیک باید با ذهن باز مورد بحث قرار گیرد و مزایا و معایب آن به وضوح بیان شود تا منجر به اتخاذ تصمیمات صحیح گردد.

به دست آوردن غذا و پارچه و دیگر منابع از گیاهان و حیوانات در جوامع بشری از زمانی که انسان شکارچی بوده تا جوامع زراعت محور همواره اهمیت زیادی داشته است. متاسفانه امروزه با افزایش تولیدات کشاورزی اثرات منفی آن بر منابع طبیعی نیز افزایش یافته است. آسیب های زیست محیطی ناشی از کشاورزی غیراصولی و لزوم بازنگری در سیستم فعلی کشاورزی بر کسی پوشیده نیست. از جمله این آسیب ها میتوان به آلودگی هوا با گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن و متان و اکسید نیتروژن – تخریب زمین جهت ایجاد شرایط کشاورزی زراعی و باغی – کشت در زمین های شیب دار و دارای شوری – آلودگی آب های زیر زمینی به دلیل استفاده نامناسب از انواع مختلف کود و آفتکش – تخلیه و برداشت بی رویه از تالاب ها و از بین رفتن تنوع زیستی و در کل زوال و نابودی محیط زیست اشاره نمود. در کنترل علف هرز توجه زیادی به علفکش ها معطوف گشته است اما این امر به کاهش طولانی مدت جمعیت علف هرز کمک موثری نمیکند. کشاورزان در عمل وابسته به علفکش ها هستند، زیرا مقاومت فراوانی در گونه های مختلف علف های هرز ظاهر شده است که کنترل آنها را بدون استفاده از علفکش دشوار میسازد.
اگرچه وسعت این خسارت ممکن است توسط برخی افراد مورد انکار واقع شود، اما جدیت در اجرای خط مشی کشاورزی ارگانیک و کشاورزی پایدار این آسیب ها را به صورت چشمگیری کاهش داده است و مزایای مالی حاصل شده و اثربخشی آن در بهره وری بیشتر از محیط زیست تائید شده است. کلیه تصمیمات اخذ شده در کشاورزی پایدار جهت بهبود پایداری محیط بوده است. به طور مثال افزایش کاربرد سموم دفع آفات مانند متیل برومید با مجازات های مالی برای تولید بیشتر آن و مجازات برای آلودگی آب و تأمین هزینه های تحقیقات در زمینه بهبود روشهای استفاده از انواع مختلف کود و فناوری های کاهش تلفات همراه است. چنین تصمیماتی منجر به ایجاد استراتژی هایی میشود که با پایداری محیط در دراز مدت ارتباط مستقیم دارد. سیستم مدیریت زیست محیطی – Environmental Management Systems – که به اختصار EMS گفته میشود در رابطه اندازه گیری میزان کارایی استراتژی های مرتبط با پایداری در کشاورزی توسط کشاورزان و دولت ها مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر EMS به دلیل جدید بودن دارای محدودیت های متعددی مانند اعتبار، پیچیدگی کاربرد، ایجاد ریسک مالی و جمع آوری شواهد پراکنده جهت بهبود محیط زیست است.

اشتراک گذاری

 استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع و لینک فعال به سایت بلامانع است

راه های ارتباطی
محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما